رهیافتی جغرافیایی بر علل تمرکزگریزی سیاسی و ایجاد خانات سه‌گانه در فرارود (قرون 16-20م./10 -14قـ)

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22034/jgk.2022.308601.0
چکیده

سرزمین فرارود گرچه متصل به فلات مرکزی ایران و در بسیاری از موارد تحت سلطه نیروهای سیاسی مشترک با آن قرار داشت، اما تجربه‌های متفاوتی از عدم تمرکز را در عرصه حکمرانی از سر گذراند. شکل گیری شاه‌نشین های نیمه‌مستقل در عهد باستان، نفوذ نیروهای ترک و مغول در عهد اسلامی و پیوستگی و گسستگی از خراسان، نمودی از این تجربه‌های زیسته است که در عین تعلق به جهان ایرانی، دنیای متمایزی را برای باشندگان خود رقم زده است. در تداوم این حیات متفاوت، از قرن16م./10هـ به بعد به تدریج شکل جدیدی از نظامهای قدرت با نام خانات سه گانه(بخارا، خیوه و خوقند) در پهنه فرارود ظاهر شد. در نوشتار حاضر با محوری یافتن نقش جغرافیای خاص فرارود در عدم تمرکز سیاسی در آن، این مساله را پی گرفتیم که: «چرا جغرافیای آسیای‌مرکزی طی این قرون، شکل خاصی از حکمرانی را در قالب ساختار متکثر و مستقلی چون خانات سه‌گانه فراهم آورده است؟» پاسخ آغازین ما این است که « تقطیع قلمرو آسیای‌مرکزی به واسطه بیابانهای سهمگین و رشته‌کوههای بلند، سه صفحه مجزای جغرافیایی در بخش میانی آن ایجاد نمود، این عامل در کنار خودبسندگی اقتصادی، از رونق افتادن راه ابریشم و امواج مداوم مهاجران صحراگرد سبب ناپایداری انسجام قدرت در این سرزمین گردید». آنچه در نتیجه بدان دست یافتیم این است که در کنار همه عوامل، تحول در ماهیت شاهراه تجاری آن و شکل گیری سرزمین محصور درخشکی علت تامه چندپارگی سیاسی از منظر جغرافیایی به شمار می‌آیند.