رابطه انتخاب ساختار سرمایه، عدم تقارن اطلاعاتی و ظرفیت بدهی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان
1 دانش آموخته حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار، عضو هیات علمی گروه حسابداری دانشگاه الزهراء (س)
3 دانش آموخته حسابداری دانشگاه الزهراء(س)
doi
چکیده
در این پژوهش پیشبینیهای نظریه سلسلهمراتب در میان شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار بررسی شده است. به این ترتیب که نمونهای متشکل از 145 شرکت پذیرفتهشده در «بورس اوراق بهادار تهران» طی دوره زمانی سالهای 1390 تا 1396، برای آزمون فرضیهها مورداستفاده قرار گرفت. شواهد حاکی از آن است که شرکتهای پذیرفتهشده در بورس از نظریه سلسلهمراتب پیروی نمیکنند و شرکتهای کوچک، نسبت به شرکتهای بزرگ، برای تأمین مالی بیشتر از انتشار سهام استفاده میکنند. علاوه بر این، نظریه سلسلهمراتب در میان شرکتهایی که نگرانی در مورد ظرفیت بدهی ندارند بهتر عمل خواهد کرد. یافتهها همچنین نشان میدهد که قدرت توضیحی نظریه سلسلهمراتب بیشتر از نظریه توازن است؛ ولی تفاوت قابلتوجهی وجود ندارد. درمجموع نتایج نشان میدهد که نظریه سلسلهمراتب در توضیح انتخابهای تأمین مالی شرکتهای نمونه ناموفق است.