عقلانیت اسلامی با رویکرد مبارزه با استعمار انگلیس در افغانستان

نویسندگان

1 استاد، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه مفید، قم ، ایران

2 دانش آموخته دکتری، گروه تاریخ معاصر جهان اسلام، مجتمع آموزش عالی تاریخ، سیره و تمدن اسلامی دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه، قم،ایران

doi
10.22034/jgk.2022.308579.0
چکیده

دین اسلام و آموزه‌های عقلانی آن به‌مثابه یک گفتمان مسلط اجتماعی و عقیدتی مردم افغانستان را در دوران سه جنگ و تجاوز نظامی استعمار انگلیس توان و نیرو بخشیده است. با این نگرش نگارنده سعی دارد دال‌ها و نشانه‌های گفتمان عقلانیت اسلامی در مبارزه با استعمار انگلیس را با استفاده از منابع تاریخی و روش پژوهش کتابخانه‌ای و همچنین بر اساس روش گفتمان لاک‌لا و موف متأثر از میشل فوکو به تحلیل و خوانش گیرد. حدود 99٪ جمعیت و نفوس افغانستان، پیرو دین اسلام است و آموزه‌های عقلانی آن در تمام زوایای زندگی مردم افغانستان نهادینه‌شده است. بنابراین اسلام دال مرکزی گفتمان عقلانیت اسلامی در مبارزه با استعمار انگلیس را شکل داده و سایر دال‌ها و نشانه‌ها در مفصل‌بندی آن، ریشه‌های عمیق در اندیشه‌های دینی و عقیدتی مردم دارد. دال أُولی الأمر، نقش عالمان دین در تعیین امان‌الله خان در مبارزه با استعمار انگلیس و استقلال کشور را بازنمایی می‌کند. دال فتوا پیوند عمیقی بین مردم و عالمان دین علیه استعمار را پدید آورده و استحکام بخشیده است و به همین ترتیب دال نفی سبیل با عنصرهای مختلف، رزمندگان افغانستان در برابر سپاهیان استعمار را پدیدارنموده است. عناصر نفی سبیل مانند عنصر فرهنگی، سیاسی و دیپلماسی ضربه‌های مهلکی بر پیکری استعمار انگلیس وارد کرده و سرانجام استعمار را با خروج اجباری از افغانستان به حاشیه رانده و خود به‌عنوان یک گفتمان مسلط اسلامی به ثمر نشسته است. حال پرسش اصلی این است که نقش عقلانیت اسلامی در مبارزه با استعمار انگلیس چیست؟ هدف از این پژوهش، بازنمایی دال‌ها و نشانه‌های عقلانیت اسلامی و تأثیر آن در توانمندی مردم افغانستان علیه استعمار انگلیس است. یافته‌ها نشان می‌دهد، مردم افغانستان هراندازه متکی به اسلام و دال‌ها و نشانه‌های آن بوده به همان میزان توانمندی و پیروزی در عرصه مبارزه با استعمار انگلیس را به دنبال داشته است.