اتاق مرکزی و دالان پیرامون آن در معماری بومی خراسان و نقش آن در پیدایش اندرونی و بیرونی
نویسندگان
1 استادیار، گروه هنر و معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران
doi
10.22034/jgk.2022.308551.0چکیده
برخی از عناصر معماری بومی ممکن است به دلایل مختلف، ازجمله عملکرد، آسایش و القای حس تعلق به مکان، در معماری تداوم داشته و گاه توسعهیافته و از یک عنصر معماری بومی (مثل حیاط مرکزی یا ایوان) به یک مؤلفه معماری سنتی تبدیل گردد. در ایران سازه های مسکونی سنتی بهطورمعمول به دو بخش، اندرونی که بخش خصوصی بوده و بخش بیرونی که محل پذیرایی از میهمان یا افراد بیگانه بوده تقسیم می شده است. هدف از این پژوهش، شناسایی سیر تحول دو عنصر اتاق مرکزی و دالان پیرامون آن در معماری بومی خراسان و نقش و تأثیر این عناصر در پیدایش اندرونی و بیرونی در خانه ایرانی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای جمع آوری و مورد تطبیق و تحلیل قرار گرفته اند. برای دستیابی به هدف پژوهش تلاش گردید نقشه بناهای پیش از اسلام با توجه به تقدم و تأخر زمانی موردمطالعه قرار گیرند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دو عنصر دالان و اتاق مرکزی از مؤلفههای معماری بومی خراسان از هزاره دوم پیش از میلاد بوده و پس از دوره هخامنشی با ایوان ستوندار از مؤلفههای معماری بومی مناطق غرب و شمال غربی ایران ترکیبشده و تشکیل پلان آیادانا را می دهند. عنصر دالان نقش مهمی در درونگرایی بناهای ایرانی بهخصوص ناحیه خراسان داشته و عاملی مهم در پیدایش اندرونی در خانه ایرانی بوده است. دالان با ورود اسلام در معماری ایرانی حذف می گردد، اما پس از اسلام بهمثابه یک نوستالژی در نظام حرکتی خانه ایرانی (همانند غلامگردش یا مَردگرد) برجای می ماند.