بررسی تطبیقی مفهوم قناعت در مثنوی و نظریههای اقتصاد متعارف
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان
2 دانشیار گروه اقتصاد و مدیریت انرژی/دانشکده: نفت تهران/دانشگاه صنعت نفت/تهران/ایران
3 ادبیات/دانشکده ادبیات/دانشگاه آزاد کاشان/ایران
doi
10.22103/jis.2023.20905.2440چکیده
زمینه/ هدف: یکی از موضوعات علم اقتصاد نظریۀ معمای خسّت یا معمای صرفهجویی است. آنچه در اقتصاد متعارف درخصوص این نظریه مطرح میشود، آموزههای اقتصادی قناعت را در مثنوی معنوی به چالش میکشد؛ برمبنای این نظریات، توصیۀ مولانا به قناعت عملاً جامعه را از رشد اقتصادی بازمیدارد. روش/رویکرد: این مقاله قصد دارد با روش کتابخانهای و توصیفی به این سؤال که"تفاوت نظریات اقتصاد متعارف و قناعت در مثنوی چیست؟" پاسخ دهد. یافتهها/نتایج: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که برخلاف آنچه در خصوص مثنوی به وسیلۀ نظریات یاد شده مطرح گردیده است، دعوت مولانا به قناعت در سطح فردی موجب کاهش مصرف در سطح کلان نمیشود. مفهوم قناعت در مثنوی علاوه بر اینکه بر آسایش و رفاه در زندگی دنیوی و آرامش دلالت دارد، در مواردی مشوّق افزایش میل نهایی به مصرف است؛ مثلاً مولانا در مثنوی به انفاق، بخشش، زکات و غیره اشاره کرده است که موجب افزایش مصرف دیگران و گردش مالی میشود.