بسترشناسی و مصادیق تفرقۀ فرهنگی در دورۀ قاجار بر مبنای فرهنگ معیار قرآنی

نویسندگان

1 هیأت علمی

2 هیأت علمی

doi
10.22103/jis.2024.23078.2590
چکیده

زمینه/هدف: عینی­سازی فرهنگ معیار در جامعه، مبتنی بر شناخت آسیب­ها و راهکارهای فرهنگی است. مبانی فرهنگ معیار به عناصر ریشه‌ای فرهنگ در قالب نظام بینش­، ارزش­ و گرایش‌ها ناظر است به گونه­ای که پراکندگی در ساحت این نظامات را تفرقه فرهنگی دانسته­اند. مسأله اصلی پژوهش، شناسایی بسترهای پیدایش و مصادیق تفرقه فرهنگی در دوره قاجار است. قاجاریان برای رسیدن به دنیای متمدّن، شکل­­دهی به روابط خارجی و انجام تغییرات بنیادین را در دستور کار قرار دادند. ارتباط با غرب، محیط اجتماعی آن دوره را آماده ظهور و رشد افکاری تازه­ نمود. افکار و عقائد جدید و تغییرات حاصل از آن که با پشتوانه بینشی­­ و گرایشی شاهان قاجار دنبال ­می­شد، در منش­ و رفتار اجتماعی آن عصر آسیب­زا ظاهر گردید. روش/رویکرد: در پژوهش پیش­رو، این آسیب­ها با عنوان تفرقه فرهنگی شناسایی و به روش توصیفی – تحلیلی مورد بررسی قرار می­گیرد. یافته‌ها/نتایج: بر اساس یافته­های این پژوهش، غرب­گرایی و غرب­زدگی، نوگرایی و خودباختگی، مشروطه­طلبی و عدالت­خواهی، پراکندگی قدرت و سلطه بیگانگان بر نظام حکمرانی از بسترهای پیدایش تفرقه فرهنگی و پیدایی گفتمان روشن­فکری، نفوذ افکار روشن­فکران غرب­گرا، سنّت­زداییِ تحصیل­کردگان غرب­زده، وابستگی سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران از جمله مصادیق تفرقه فرهنگی در دوره سلطه شاهان قاجار بر ایران است.