بررسی رویکردها در کارکرد اقتصاد کلان اسلامی؛ ابهام در ماهیت و روش

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران

2 استادیار، گروه اقتصاد، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران

doi
10.30471/mssh.2023.9023.2390
چکیده

اقتصاد کلان اسلامی به‎عنوان یکی از بخش‎های اقتصاد اسلامی در مطالعات آغازین مربوط به خود قرار دارد. در مطالعه انتقادی آثار کلان اسلامی با سه پرسش اساسی مواجهیم: 1. آیا دانش اقتصاد کلان، معرفت جدیدی عرضه می‎کند؟ 2. آیا دانش اقتصاد کلان اسلامی دانشی مستقل از کلان متعارف است و یا در ضمن آن مطرح می‎شود؟ 3. آیا کلان اسلامی جامعه مطلوب را مدل‌سازی می‎کند، یا جامعه موجود و یا هر دو را؟ این مقاله با بررسی دیدگاه‎های محوری متفکران مسلمان درباره کلان اسلامی با استفاده از روش مطالعه کتابخانه‎ای به صورت توصیفی و تحلیلی در کشف پاسخ به پرسش‎های سه‎گانه می‌کوشد و در این راستا دیدگاه‎های صاحب‌نظرانی همچون قحف، چودری، زرقا، جارحی، میرمعزی، اسلاملوئیان و صمصامی را بررسی می‎کند و سپس دیدگاه خود را با رویکرد نقادانه ارائه می‎دهد؛ بر این اساس اقتصاد کلان متعارف دچار خطای معرفت‎شناختی می‌باشد (پرسش نخست)؛ دانش اقتصاد کلان اسلامی به سبب تمایز در غایت و روش‎شناسی یک دانش جدید به‌شمار می‎رود (پرسش دوم) و هم عهده‎دار مدل‎سازی وضع مطلوب است و هم وضع موجود و طراحی مسیر (پرسش سوم).