بررسی ساختاری «امثال و حکم» رایج در زبان فارسی بر مبنای فرانقش اندیشگانی با تأکید بر فرآیندهای اصلی (مادی، رابطهای، ذهنی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
2 استادگروه فرهنگ و زبان های باستانی - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی - تهران - ایران
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22103/jis.2024.23762.2627چکیده
زمینه/هدف: یکی از مظاهر تمدن، فرهنگ و ادبیات هر ملت، مثلها، جملههای پندآموز و عبارتهای حکمتآمیزی است که از اذهان بزرگان علم و ادب و یا مردم عامی آن دیار تراوش کرده و نسلبهنسل به آیندگان رسیده و آنها را با فرهنگ، ادب، عادات و رسوم، شیوههای زندگی، عواطف و طرز تفکّر پیشینیان خود آشنا میکند. از دیدگاه هلیدی الگوهای تجربه و مفاهیم ذهنی خالقان آثار در قالب فرایندهای فعلی نقش اندیشگانی نمود پیدا میکند.روش/رویکرد: نوع مطالعه و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و شیوة اجرای آن توصیفی (شامل بررسی چگونگی آرایش فرایندهای نقش اندیشگانی) و تحلیلی (شامل کاوش زمینهها و چرایی شکلگیری خاص آن فرایندها) است.یافتهها/نتایج: در ساختار متنی امثال و حکم مورد بحث، به ترتیب فرآیندهای رابطهای (39%)، فرآیندهای مادی (24%) و فرآیندهای ذهنی (21%) بیشترین میزان بسامد را دارند. اغلب این عبارات، ساختاری توصیفی دارند که تلاش میکنند به صورت غیرمستقیم، اندیشة مدّنظر را به مخاطب ابلاغ کنند. شیوة کاربرد افعال در ساختار این مثلها غالباً مجهول است و از طریق اشاره به اشخاص نکره، کلیت امر و جهانشمولی آنها تقویت شده است. در ساختار این مثلها، بیشتر بر رفتار، خلقوخو و منش افراد تأکید شده و از کاربرد استعارهها و کنایههای پیچیده و دور از ذهن پرهیز شده است. مشارکان اصلی این مثلها عبارتاند از اشخاص، حیوانات، عناصر طبیعی و اشیا که در ساختار این فرآیندها غالباً نقشهای معنایی کنشگر و حامل را بر عهده دارند.