طراحی الگوی رهبری نوآورانه مبتنی بر علوم اعصاب در صنعت بانکداری ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت منابع انسانی و کسب و کار، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22034/qjimdo.2023.352713.1517چکیده
زمینه و هدف: برای طراحی و استقرار محیطهای دوستدار مغز، به سبکی از رهبری سازمانی مبتنی بر علوم اعصاب در سازمانها نیاز است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی رهبری نوآورانه مبتنی بر علوم اعصاب در صنعت بانکداری ایران انجام شده است. روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف توسعهای- کاربردی و از نظر گردآوری دادهها با توجه به ماهیت پژوهش از نوع کیفی است. جامعۀ آماری شامل خبرههای مدیریتی و کارشناسی بانکهای دولتی ایران بود که با روش نمونهگیری هدفمند شناسایی شدند. در این پژوهش از روش تجزیهوتحلیل نظریه دادهبنیاد مبتنی بر رویکرد نظاممند و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری دادهها استفاده شد. یافتهها: بر اساس تحلیل دادههای پژوهش، در شرایط علّی، عامل احساس، ادراک و منطق فرد از اهمیت نسبیاش نسبت به دیگران و در پدیدۀ محوری، جّو سازمانی نوآورانه و در شرایط مداخلهگر، مجموعه شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و مجموعه عوامل ساختاری، رفتاری و محتوایی و در بستر حاکم، فضای تعاملی، توجه به ارزشهای سازمانی، وجود آییننامههای منسجم، و وجود سندیکای بانکی و در رابطه با راهبرد، طراحی و بهینهسازی، نوع سبک رهبری و توسعه مهارتهای رهبری شناسایی شدند. پیامد اصلی این مدل شامل توسعه خود، توسعه مدیریتی و توسعه اجتماعی است. نتیجهگیری: تشکیل مخزن رهبری نوآورانه مبتنی بر علوم اعصاب با در نظر گرفتن شرایط علّی، شرایط مداخلهگر و شرایط زمینهای میتواند پیامدهای توسعه خود، توسعه مدیریتی و توسعه اجتماعی را مهیا نموده تا جو سازمانی نوآورانه در سازمان پدیدار شود.