شاهدِز؛ دژِ گمشدۀ اسماعیلی در رشتهکوههای البرز
نویسندگان
1 دکتری باستانشناسی، ایران.
doi
10.22084/nb.2023.19427.2515چکیده
جنبش اسماعیلیۀ نزاری همدوره با سلجوقیان، خوارزمشاهیان و خلفای عباسی، با در اختیار گرفتن بخش زیادی از دژها و استحکامات ایران، بهویژه در غرب، شرق و جنوب کوهستان البرز، کومس، ساوه، اصفهان، خوزستان، خراسان و قهستان، شبهِ دولتی ایرانی را بنیان نهادند که مشروعیتِ شیعی هفت امامی داشت و دِژنشینی و دِژسازی ویژگی بارزِ ایشان بود و از این دژها پایش بر تمامی امور اعماز: سیاسی، نظامی، اقتصادی و... انجام میگرفت. پژوهشهایی که در زمینۀ شناسایی دژهای نزاریان شده هنوز پاسخگوی بسیاری از پرسشها نیست و در جایگاهِ مشهورترین دژهایشان؛ همچون میمونِ دِژ، اَردَهَن، اُستوناوَند و...؛ با دیدگاههای ناهمسویی روبهرو هستیم و لزوم پژوهشهای متمرکز و تخصصی در اینزمینه احساس میشود؛ لذا در این جُستار، هدف اصلی یافتن یکی از این قلاع گمشده بهنام «شاهدِز» خواهد بود که بنا به گزارش «جهانگشای جوینی» در نیمۀ سدۀ هفتم هجریقمری در مسیر لشکریان مغول به فرماندهی «هولاگوخان» در حدود دماوند به قصران و تبرستان قرار داشت. پرسش اصلی پژوهش این است که آیا تپۀ سَرقلعۀ لَواسان از دژهای حدفاصل تبرستان-قَصران با ویژگیهای شاهدِزِ گمشدۀ اسماعیلی همخوانی دارد؟ فرضیۀ اصلی این است که شاهدِز همان سَرقلعه در مرز شرقی لَواسان با مازندران است. روش این پژوهش برپایۀ بررسیهای میدانی و مطالعات کتابخانهای است که پژوهش میدانی بر سه محور جغرافیای تاریخی، دادههای باستانشناسی و معماریِ برجا، استوار بود که در گسترهای از جنوب استانِ مازندران تا شهرستانهایِ فیروزکوه، دماوند و شمیرانات در شمال استان تهران انجامگرفت و پژوهشهای کتابخانهای برای بیرون کشیدن سوابق شاهدِز و برابرسنجی ویژگیهای محوطههای برگزیده با گزارش متون تاریخی ضروری بود. با بررسیهای انجامشده این برآیند حاصل شد که تپۀ سَرقلعۀ لَواسان، همان شاهدِز است که حدفاصل سدههای پنج تا هفت هجریقمری پایگاه اسماعیلیه در قَصران بود.