تبارشناسی و بررسی سیر تحول معنایی واژﮤ فارسی «نمارق» در قرآن کریم

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشکده علوم قرآنی، مشهد، ایران

3 استادیار گروه الهیات دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران

doi
10.22103/jis.2023.20349.2399
چکیده

زمینه/هدف: هیچ زبان زنده‌ای در دنیا وجود ندارد که کلماتی از زبان‌های دیگر به آن راه نیافته باشد. زبان عربی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و وام‌دار زبان‌های دیگر از جمله زبان فارسی است؛ زیرا تعدادی از کلمات آن زبان در قرآن کریم به کار رفته است. یکی از این کلمات، واژﮤ «نمارق» است که یک مرتبه در آیـﮥ 15 سورﮤ غاشیه به کار رفته است. عالمان لغت دربارﮤ ریشه، خاستگاه و اصالت آن دیدگاه یک‌سانی ندارند. اهمیت و ضرورت این پژوهش از آن جهت است که فهم ریشه و معنای این کلمات تأثیر زیادی بر فهم و درک کلام الهی دارد. روش/رویکرد: این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال است که معنا و مفهوم «نمارق» در قرآن چیست؟ اصل این واژه چیست و سیر تحول معنایی آن در زبان عربی کدام است؟ یافته‌ها/نتایج: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که کلمۀ «نمارق»، از واژه‌های فارسی اصیل است که پس از تعریب و قلب، به زبان عربی راه یافته، در اشعار و روایات و در قرآن کریم به کار رفته است. این واژه، جمع کلمۀ «نمرق» و دارای اصالت فارسی است؛ زیرا در زبان ایران باستان، کلمه «نمر: "namr"» به معنای نرم وجود داشته و بعدها به «نرم» و «نرمک» تغییر یافته است. توضیح این که واژۀ نرمک ابتدا به دلیل تعریب به نرمَق، تبدیل شده و با گذشت زمان و در اثر فرایند قلب، به شکل «نمرق» درآمده است. معنای این واژه را لغت‌نویسان و مفسران بالش، پشتی و تکیه‌گاهی که بر زین اسب قرار داده می‌شود، بیان نموده‌اند.