بررسی مؤلفه‌های پارادایم پیچیدگی در اقتصاد نهادگرایی جدید

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری، دانشگاه رازی، دانشکده علوم اجتماعی، گروه اقتصادی

2 دانشیار دانشگاه رازی، دانشکده علوم اجتماعی، گروه اقتصاد

doi
10.30471/mssh.2022.8378.2302
چکیده

به باور کوهن، علم کلیتی دارای پارادایم و مبتنی بر سه رکن هستی‌شناسی، معرفت‎شناسی و روش‎شناسی است. پارادایم سادگی پس از دورۀ رنسانس بر مبنای تفکرات دکارت و نیوتن شکل گرفت. در این پارادایم شیوه فهم مبتنی بر فروکاست هر پدیده به اجزای آن است. از نیمه دوم قرن نوزدهم و با کشف پدیده‌های نامنظم، تئوری‎های کوانتوم و آشوب، ساده‌سازی پدیده‌ها به چالش کشیده شد و رویکرد جدیدی با عنوان «پارادایم پیچیدگی» شکل گرفت. مکتب نئوکلاسیک به‎عنوان نماینده جریان اصلی اقتصاد در تسلط پارادایم سادگی است. اقتصاد نهادی ﺟﺪﻳﺪ به‎عنوان رویکرد غالب نهادی دارای نگرش اصلاحی (و نه انتقادی) به اقتصاد نئوکلاسیک است. این موضوع در ترکیب با ساختارهای متنوع و پیچیده نهادی در جوامع مختلف، هدف این پژوهش را بررسی مؤلفه‌های پیچیدگی در نهادگرایی جدید تعریف می‎کند. اندیشمندان این نحله نهادها را به‌مثابه ساختار، قواعد تعامل و الگوهای حاکم بر زندگی بشر معرفی می‎کنند. یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد که آنتولوژی نهادگرایی از نوع رئالیسم پیچیده و روش‎شناسی آن، پلورالیستی است. استفاده از نهادها برای کاهش عدم قطعیت در ترکیب با مدل‌های متباین ذهنی گویای آن است که این نحله هم از عینی‎گرایی و هم از ذهنی‎گرایی بهره می‎جوید. با توجه به نقش نهادها در تعامل، مبرهن است که بیناعینیت دانش و راهبرد مورد تأکید نهادگرایان می‌باشد. براساس نتایج پژوهش مکتب نهادی جدید از حیث نوع بنیان‎ها و مؤلفه‌های پارادایمی متأثر از پارادایم پیچیدگی است.