وابستگی متقابل اقتصادی و گسترش بنیادهای همکاری در نظم حقوقی بینالمللی: تبیینی از منظر چالشها
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 کارشناس ارشد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 دانشیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.48308/eclr.2025.239769.1165چکیده
شکلگیری وابستگی متقابل به عنوان یکی از اصلیترین مبانی همکاری در نظام حقوق بینالملل معاصر علیرغم اهمیت فراوان با چالشهایی در حوزههای مختلف مواجه است. تشدید وابستگی متقابل میان دولتها در نتیجه تجارت، مهاجرت و فناوری که از ویژگیهای برجسته دهه 1990 است، سبب شده تا اقتصاد بسیاری از کشورها به صادرات و واردات کالاها متکی شود. هدف این پژوهش، تحلیل ظرفیتهای وابستگی متقابل در نظام بینالمللی معاصر و ارزیابی چالشها و موانعی است که در فرایند گسترش بنیادهای همکاری در نظم حقوقی بینالمللی وجود دارند. در این پژوهش، این پرسش مطرح میشود که وابستگی متقابل در تحقق بنیادهای همکاری نظام حقوقی بینالمللی معاصر با چه چالشهایی مواجه است. این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی برای ارزیابی دادهها بهره گرفته و دادهها را از طریق منابع کتابخانهای و اینترنتی جمعآوری کرده است. فرضیه این پژوهش بر این اساس است که تفاوت سطوح توسعه دولتها، عملکرد ناهماهنگ نهادهای بینالمللی اقتصادی با اهداف توسعه پایدار و تعمیق و تشدید نظام تحریمها از مهمترین چالشهای فراروی تحقق وابستگی متقابل و گسترش بنیادهای همکاری بینالمللی هستند. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که با اینکه نظام بینالمللی معاصر اهمیت ایده وابستگی متقابل را پذیرفته و در عرصههایی نیز به اجراییسازی آن مبادرت کرده است، اما به دلیل چالشها و ضعفهای حقوقی نتوانسته است زمینههای تسهیل وابستگی متقابل و گسترش بنیادهای همکاری بینالمللی را فراهم کند و بهجای توسعه بیشتر منطق اقتصادی همچنان بر مناسبات قدرت افزوده است.