پدیدارشناسی هرمنوتیکی در پژوهش کیفی
نویسندگان
1 دکترای تخصصی، دانشیار، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.30471/mssh.2022.7991.2251چکیده
برای پدیدارشناسی به مثابه روش تحقیق کیفی روششناسیهای متنوعی ارائه شده است. این تنوع را میتوان ذیل دو رویکرد عمده قرار داد: پدیدارشناسی توصیفی و پدیدارشناسی هرمنوتیکی. در این مقاله ضمن تأکید بر پیوند گسستناپذیر فلسفه و روش در پدیدارشناسی، تلاش میشود تا مبانی فلسفی پدیدارشناسی هرمنوتیکی را مورد کاوش قرار داده، پیوند یادشده را در فرایند تحقیق ردیابی کنیم. بر این اساس مقاله به دو قسمت تقسیم میشود؛ در قسمت نخست به زمینههای تاریخی ظهور پدیدارشناسی پرداخته و نسبت پدیدارشناسی هرمنوتیکی را با پدیدارشناسی توصیفی روشن و به مبانی هستیشناختی و معرفتشناختی پدیدارشناسی هرمنوتیکی اشاره کردهایم. در قسمت دوم، از خلال پرداختن به آرای هایدگر و گادامر نشان دادهایم که مبانی فلسفی در روش پدیدارشناسی هرمنوتیکی در سراسر فرایند پژوهش حضوری فعالانه دارد و به چگونگی رویارویی ما با موضوعات و مسائل در پژوهش ساختار و جهت میدهد. گشودگی نسبت به پدیدار و گفتگوی مداوم با آن، مهمترین خصلت این روش است که به مثابه یک پراکسیس از لحظۀ انتخاب موضوع و مواجهه با ادبیات پژوهش و نظریهها تا گردآوری و تحلیل دادهها و نگارش پژوهش همواره در تحقیق حضور دارد و آن را هدایت میکند.