از تبیین تا نقد: بررسی انتقادی دیدگاه جیمز بوهمن وچارلز تیلور دربارۀ رابطۀ علم و ارزش‌ها در علوم اجتماعی

نویسندگان

1 دکترای تخصصی، استادیار، گروه مطالعات نظری علم، فناوری و نوآوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

doi
10.30471/mssh.2022.8492.2312
چکیده

یکی از میراث‌های پوزیتیویست‌های منطقی در فلسفۀ علم، آموزۀ علم رها از ارزش است که مستلزم آموزۀ دوپارگی واقعیت/ارزش می‌باشد. هر دوی این آموزه‌ها در دهه‌های اخیر مورد انتقاد فیلسوفان و جامعه‌شناسان علم قرار گرفته‌اند و برای ردّ آنها، موردکاوی‌های مختلفی انجام شده است. در علوم اجتماعی مخالفان علم رها از ارزش و دوپارگیِ واقعیت/ارزش پُرتعدادتر و سرسخت‌تر هستند. جیمز بوهمن و چارلز تیلور را می‌توان از مخالفان سرسخت این آموزه‌ها در علوم اجتماعی به‌شمار آورد. بوهمن بر این باور است که کارکرد نظریه‌های اجتماعی صرفاً تبیین (معطوف به واقعیت) نیست، بلکه کارکرد (حتی اصلیِ) آنها، نقد ارزش‌های رایج در جامعه است. تیلور نیز بر این باور است که علوم سیاسی را نمی‌توان خالی از ارزش دانست، بلکه نظریه‌های مختلف در علوم سیاسی نقدهایی را مطرح می‌کنند که محصول چارچوب‌های تبیینی آن نظریه‌ها هستند و با آن چارچوب‌های تبیینی درهم‌تنیده‌اند. در این مقاله تلاش شده است تا با نقد دیدگاه‌های بوهمن و تیلور نشان دهد که چرا نقد نمی‌تواند بخشی از علم باشد؛ همچنین چگونه می‌توان نقش نظریه‌های علمی در نقد ارزش‌های اجتماعی را نتیجه فناورانۀ آن نظریه‌ها دانست، نه بخشی از خودِ آن نظریه‌ها.