نگاهی انتقادی به مسالۀ تأثیر هنر ساسانی بر سفال نخودی منقوش نیشابور (با تکیه‌بر صحنه های شکار در بشقاب های نقره ساسانی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته تاریخ تحلیلی و تطبیقی هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

2 استادیار گروه نقاشی،دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

3 استادیار گروه نقاشی،دانشکده هنر، دانشگاه شاهد،تهران، ایران

4 استادیار گروه هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

doi
10.22034/jgk.2020.137973
چکیده

هنر اسلامی و به­ خصوص سفال نیشابور همواره با هنر ساسانی به‌عنوان یک منبع اثرگذار مقایسه می ­شود. این مقاله تلاش می­ کند با تحلیل انتقادی مطالعات موجود در حیطه­ سفال منقوش نخودی نیشابور، طبقه ­بندی کاملی از رویکرد محققان در تطبیق با هنر ساسانی ارائه دهد. سپس مجموعه­ عوامل اثرگذار و محتمل در دو حیطه­ شکل و محتوا، با تمرکز بر موضوع شکار بشقاب ­های نقرۀ ساسانی در نسبت با سفال نخودی منقوش نیشابور سنجیده می ­شود. بازنگری دلایل و جزییات تطبیق هنر ساسانی و سفال نیشابور پرسش اصلی این پژوهش می­ باشد و نیز به بررسی مسیر یا راه­ های جایگزینی که نیشابور را تحت ­تأثیر خود قرار داده ­اند، پرداخته می ­شود. در روش تحقیق، تلاش شده است با اخذ رویکرد تطبیقی و تاریخی، به پرسش­ها پاسخ داده شود. نتایج مقاله مستدل بر اصل عدم رعایت وجوه نمادین هنر ساسانی ازجمله «جهت»، «شکار» و «حیوان محتضر»، وامدار بودن نقاش سفال نیشابور را از سنت­های هنری ساسانی همچون اثرپذیری شکلی مستقیم و همچنین محتوا با تردید روبرو می­ کند. از سوی دیگر میانجی ­گری هنر سغدی در انتقال تجارب هنری پیش از اسلام، فارغ از موضوعات دینی و حماسی ایشان در پنجیکنت، محتمل ­ترین مسیر جایگزین تلقی می ­شود.