تحلیل بنیانهای منطق مکالمه در روایت و تصویرپردازی داستان اسب آبنوس از نسخۀ خطی هزارویکشب
نویسندگان
1 استادیار، گروه هنر، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 دانشیارگروه گرافیک، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.22103/jis/jis.2023.4118چکیده
داستان اسب آبنوس یکی از نگارههای مجموعۀ هزارویکشب است که از ارزشهای معنایی و تصویری بسیاری برخوردار است. این اثر که در دورۀ قاجار مصور شده است، اکنون در مجموعۀ کاخ گلستان قرار دارد. هدف از تحقیق حاضر تحلیل گفتگومندی و چندصدایی، پیوستار زمان و مکان، ارتباط خود و دیگری و کارناوالگرایی در متن و تصویر نگارۀ اسب آبنوس از نسخۀ هزارویکشب است. تحلیل حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که بنیانهای نظریۀ منطق مکالمه در محتوای داستان اسب آبنوس و نیز در تصویرگری آن چگونه قابل شناسایی است. همچنین، نمود شباهتها و تفاوتهای گفتگومندی در روایت داستان و تصویرگری نگارههای این نسخه کدام است؟ روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و شیوۀ گردآوری اطلاعات کتابخانهای از طریق یادداشتبرداری و تصویرخوانی است. روش تجزیه و تحلیل یافتهها کیفی است. نتایج تحقیق نشان میدهد که بیان روایی و گفتگومندی، چندصدایی، پیوستاری زمان و مکان و کارناوالگرایی در محتوای داستان اسب آبنوس قابل شناسایی است. صنیعالملک توانسته این مؤلفهها را در تصویرگری بازنمایی کند. در واقع، رابطۀ تکاملی میان متن و تصویرگری نسخۀ خطی داستان اسب آبنوس برقرار است؛ به شکلی که همان اصول منطق مکالمه که در متن قابل شناسایی است، در تصویرگری نیز نمایش بارزی یافته است.