تکوین و تکامل معناشناسانۀ شیدایی و جنون در شعر غنایی فارسی از آغاز تا حافظ
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه فرهنگیان شهید مطهری شیراز
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون
doi
10.22103/jis.2023.22414.2552چکیده
برای درک شعر غنایی در هر زبان باید به جنبههای مختلف مهمترین مفاهیم آن آشنا بود؛ زیرا باوجود اشتراک معانی متداولی چون عشق و جمال در شعر غنایی فرهنگهای مختلف جهان باز هم تفاوتهای فکری، عاطفی و زبانی وجود دارد که بدون آشنایی با آنها فهم درست شعر ممکن نیست. یکی از این گونه مفاهیم، مفهوم جنون و تصویرها و تعبیرهای فراوانی است که از آن در شعر فارسی دیده میشود. مقالۀ حاضر میکوشد با روش توصیفی- تحلیلی از رهگذر بررسی جوانب مختلف این مفهوم و نشان دادن سیر تاریخی آن نشان دهد یک واژۀ معمولی چگونه به زبان شعر غنایی راه مییابد و بهتدریج با گسترش حوزۀ واژگانی خود از طریق پیوستن به مفاهیم دیگر در سنت شعر، ماندگار میشود و آنگاه به دلیل مقارن شدن با جریانات فکری در بستر تاریخ، فرهنگ و اندیشه، امکان مییابد تا به مثابه یک گفتمان در شعر غنایی مطرح شود. نتایج این مطالعه نشان میدهد چگونه مفهوم جنون از معنای قاموسی با گذشت زمان و با توجه به اوضاع اجتماعی و سیاسی دستخوش تغییر میشود و از معنی ناپسند اجتماعی به مفهوم عاشقی ارتقاء مییابد و سپس در بستر منازعات فلسفی معتزله و اشعری تعبیری مناسب برای خردستیزی میگردد و با رواج اندیشههای صوفیانه به یک واژۀ ارزشمند تبدیل میشود. و از حدّ یک حوزۀ واژگانی صرف فراتر رفته و با گسترش قلمرو معنایی جای خود را به عنوان گفتمان رایج باز مینماید و در گسترۀ شعر شاعران بزرگ به یکی از گفتمانهای اساسی شعر غنایی فارسی تبدیل میشود.