راهبردهای زنان نقاش افغانستان در بازآفرینی و احیای میراث تصویری نگارگری در نقاشی معاصر این کشور

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری هنرهای اسلامی، گروه هنرهای اسلامی، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ایران

2 استاد، گروه هنرهای اسلامی، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ایران

doi
چکیده

زنان افغانستان در سال‌های اخیر، برخلاف گذشته، حضور گسترده‌ای در تاریخ هنر این کشور و نقش مهمی در تعیین سمت ‌و ‌سوی حال و آینده این جریان داشته ­اند. نحوه تعامل این گروه پرشمار، نوظهور و مؤثر بر تاریخ هنر افغانستان، در مواجهه با ورود مبانی هنر مدرن به این کشور از حدود 1300ش و حمایت نهادهای غربی از یک‌طرف و از طرف دیگر سابقه سنت‌ دیرپای بصری، قبل و بعد از اسلام، آغازگاه مسئله این پژوهش است. سؤال این است که بانوان نقاش معاصر افغانستان با تکیه‌بر ویژگی‌های نگارگری، چه راهبردهای انحصاری را جهت بازآفرینی و احیای نگارگری در نقاشی معاصر ارائه نموده‌اند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و آرشیوی آثار نقاشان معاصر افغانستان، نتایجی را حاصل نمود و مشخص شد که نقاشان مرد و زن معاصر افغانستانی، با تکیه‌بر وجه ساختاری نگارگری، راهبردهایی جهت بهره‌گیری از امکانات آن در تلفیق با مبانی هنر مدرن، ابداع نموده‌اند که برخی از این راهبردهای بازآفرینی و احیای نگارگری در نقاشی معاصر افغانستان، تنها در آثار نقاشان زن دیده می‌شود. ازجمله می‌توان به کاربست سنت تصویری شکستن کادر در نگارگری، همراه با تقسیم‌ بندی اثر به کادرهای کوچک‌تر در آثار ندیما یوسفی، به‌کارگیری ابژه‌های معاصر مانند پرچم و یا صورت‌های اینترنتی، در آثار نقاشانی همچون صالحه وفا جواد و صغری حسینی، تغییر رنگ هاله دور سر در آثار حمیرا مستور و همچنین استفاده از مبانی نگارگری، جهت ارائه نقاشی ژانر در آثار نقاشانی چون زهرا باقری و حنیفه جعفری اشاره نمود.