الگوی «گسترش ایدۀ داستانی» در اقتباس پویانمایی «امیر ارسلان نامدار»

نویسندگان

1 دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22103/jis.2023.20725.2430
چکیده

اقتباس و بازآفرینی ادبیات داستانی کهن ایران و هماهنگ کردن آن با بیان تصویری و حرکتی انیمیشن در ارتباطی متقابل، موجبات رونق و گسترش این دو گونۀ ادبی را در سطحی گسترده فراهم می‌سازد. یکی از مهم‌ترین دلایل عدم موفقیّت پویانمایی در ایران، وجود نقاط ضعف در ساختار(فرم و محتوای) این آثار و آشنا نبودن نویسندگان با شیوه‌های گسترش صحیح و خلّاقانۀ ایده‌های داستانی و چگونگی استفاده از الگوهای ساختاری در طی فرایند اقتباس و بازآفرینی است. الگوی «گسترش ایدۀ داستانی»، یکی از مهم‌ترین گونه‌های رویکرد نظری است که با حفظ وحدت سیستماتیک میان اجزای مختلف فیلمنامه و پیروی از معیارهای عینی‌‌تر و دقیق‌تر با تأکید بر جزئیات، فرایندی منطقی و ملموس را در اختیار اقتباسگران قرار می‌دهد. از آنجا که هدف اصلی این پژوهش، چگونگی پرورش ایده‌های هوشمندانه و تطبیق محتوای آثار ادبی کهن با الگوی فیلمنامه است، در این مقاله برای نشان دادن نقش مهم و تأثیرگذار عنصر خلاقیت در جریان گسترش ایدۀ داستانی، با رویکردی کاربردی و با استفاده از روش تحلیل تطبیقی، طرح کلی فیلمنامۀ «ارسلان»، با اقتباس آزاد از داستان «امیرارسلان نامدار» توسط نگارنده نگارش و با مراحل مختلف الگوی «گسترش ایدۀ داستانی» تطبیق داده شد. بر اساس نتایج پژوهش، با الگوبرداری از نحوۀ پیکره بندی و ساختار فیلمنامه‌های موفق و مخاطب‌پسند، می‌توان فیلمنامه‌ای قوی، جذاب و پرمخاطب را ارائه داد. تحلیل متن افسانه، شناخت ظرفیت‌ها و عناصر دراماتیک، اعمال تغییرات مورد نیاز برای تطابق داستان با انیمیشن با بهره‌گیری از الگوهای ساختاری فیلمنامه‌نویسی بهترین شیوه برای تبدیل یک داستان به انیمیشن است.