اعتبارسنجی دیدگاه تفسیری علّامه طباطبایی و مفسّران المنار پیرامون رفع طور و مسخ بنیاسرائیل
نویسندگان
1 * دانشآموخته دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2 استادیار و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
3 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک
doi
10.22091/ptt.2020.4428.1571چکیده
اگرچه قرآن کریم در طول چهارده قرنی که بر آن گذشته، همواره در معرض برداشتها و خوانشهای متفاوت و بعضاً متعارض قرار داشته است ولی پیشرفت بیسابقۀ علوم تجربی در دوران معاصر، مفسّران قرآن کریم را واداشت، صرفنظر از تفاوت در مبانی و روش تفسیری، نگاه علمی و عقلی خود به آیات قرآن را تقویت کنند. محمّد عبده از پیشگامان جریان نواعتزالی سعی داشته مواجههای متعادل با قرآن در امور خارقِ عادت داشته باشد، از این رو در کنار پذیرش تعبّدی آنها، برخی احتمالات و توجیهات علمی را نیز روا دانسته است. اما صاحب تفسیر المیزان طرح توجیهات علمی را بهمنزلۀ انکار خوارق عادت دانسته، و تعامل درست را پذیرش ظاهری آنها بر وجه اعجاز معرفی نموده، و در صورت لزوم، به تبیین فلسفی و اثبات امکان عقلی آنها روی آورده است که بهنظر میرسد نظر علامه صحیحتر و دارای ادلۀ متقنتری است. موضوع نوشتار پیشرو، مطالعۀ تطبیقی «کندن کوه» و «مسخ بنیاسرائیل» بهعنوان دو امر خارق عادت در قرآن و اعتبارسنجی ادلّه و قرائن مؤیّد هرکدام از این دو دیدگاه است. © رضوی، س.م؛ طاهر، م؛ نبوی، س.م. (1399). اعتبارسنجی دیدگاه تفسیری علّامه طباطبایی و مفسّران المنار پیرامون رفع طور و مسخ بنیاسرائیل،6 (11)، 234-207. Doi: 10.22091/ptt.2020.4428.1571