بررسی مقایسهای روایت نقّالی «منیجِه» با بیژن و منیژه در شاهنامه
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه جهرم، جهرم،ایران.
doi
10.22103/jis/jis.2024.21749.2499چکیده
داستان بیژن و منیژه، یکی از داستانهای دلکش شاهنامه است که در میان عامة مردم نفوذ فراوان یافته است. یکی از مناطقی که این روایت از دیرباز در آن رواج داشته، منطقة سیاخ دارنگون استان فارس است که تاکنون در هیچ منبعی ثبت و بررسی نشده است. هدف نگارنده بررسی مقایسهای این روایت با روایت شاهنامة فردوسی است. نگارنده کوشیده است نخست به روش میدانی این افسانه را ثبت کند و سپس به روش کتابخانهای و تحلیل محتوا، به بررسی تطبیقی آن با روایت فردوسی بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد روایت نقّالی را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: بخش نخست که از آغاز داستان تا رفتن رستم برای نجات پسر پادشاه را دربرمیگیرد، سیر داستان آرام و منطقی پیش میرود. در این بخش خطوط کلی داستان شبیه به شاهنامه است؛ هرچند تفاوتهای بنیادی دیده میشود. بخش دوم داستان که از رفتن رستم به توران تا فرجام داستان را شامل میشود، سیر رخدادها بسیار تند میشود و البته روند داستان نیز در قیاس با شاهنامه کاملاً متفاوت پیش میرود. بخشی از تفاوتهای دو روایت حاصل تلاش راویان برای بومی و جذّاب کردن روایت برای مخاطب است؛ اما دلیل بخش اعظم این تفاوتها چندان روشن نیست. به هر روی این روایت از جنبههای گوناگون مانند شخصیت-پردازی، خطوط اصلی روایت و فضای حاکم بر داستان با روایت شاهنامة فردوسی تفاوتهای بنیادی دارد؛ اما در مجموع یکسانیهایی نیز با روایت شاهنامه دارد.