برخی از مبانی معرفتشناختی در نظریۀ بازیها براساس خوانش کتاب «نظریۀ بازیها و رفتار اقتصادی» نوشتۀ جانفون نویمان و اسکار مورگنشترن
نویسندگان
1 دانشیارگروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 اﺳﺘﺎد ﮔﺮوه رﯾﺎﺿﯿﺎت، داﻧﺸﮑﺪه ﻋﻠﻮم ﭘﺎﯾﻪ، واﺣﺪ ﻋﻠﻮم و ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت، داﻧﺸﮕﺎه آزاد اﺳﻼﻣﯽ، تهران، اﯾﺮان
3 داﻧﺸﺠﻮى ﮔروه ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻋﻠﻢ، داﻧﺸﮑﺪه ﺣﻘﻮق، الهیات و ﻋﻠﻮم ﺳﯿﺎﺳﻰ، واﺣﺪ ﻋﻠﻮم و ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت، داﻧﺸﮕﺎه تهران آزاد اﺳﻼﻣﻰ، تهران، اﯾﺮان
4 اﺳﺘﺎد ﮔﺮوه ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻋﻠﻢ، داﻧﺸﮑﺪه ﺣﻘﻮق، اﻟﻬﯿﺎت و ﻋﻠﻮم ﺳﯿﺎﺳﻰ، واﺣﺪ ﻋﻠﻮم و ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت، داﻧﺸﮕﺎه آزاد اﺳﻼﻣﻰ، تهران، اﯾﺮان
doi
10.30471/mssh.2021.7278.2170چکیده
انتخاب هر دستگاه اصل موضوعی میتواند سطح دستیابی ما به امور واقع و در نتیجه معرفت ما نسبت به جهان اطراف را به اصول آن دستگاه محدود کند. در این مقاله سعی شده است که این موضوع از دیدگاه فلسفۀ علم بررسی و نشان داده شود که در کتاب نظریۀ بازیها و رفتار اقتصادی نوشتۀ جان فوننویمان و اسکار مورگنشترن چگونه با این موضوع برخورد شده است. به همین دلیل چند محور اصلی مانند «عقلانیت»، «متعیّن بودن سیستم یک بازی»، «تعادل» و «اصل ثابت بودن سایر شرایط» که در علم اقتصاد بهعنوان اصل مطرح هستند و نحوۀ قرار گرفتن این اصول در درون دستگاه اصول موضوع ریاضیاتی نظریۀ بازیها بررسی میشود. دیدگاه کلی ما این است که یکی از دلایل اینکه نظریۀ بازیها نمیتواند رفتارهای اقتصادی را بهطورکلی توصیف و تحلیل کند آن است که جهان را بهعنوان یک سیستم تک نظمی در نظر گرفته است و به همین دلیل زنجیرۀ علیّتی در این سیستم بسیار طویل است؛ درحالیکه سیستمهای خودسازمانده به دنبال ایجاد سازمانهای چند نظمی هستند و به همین دلیل آمادگی دارند که برای این منظور بر پیچیدگی سیستم بیفزایند. ریاضیات برای مقایسۀ نظم میان دو ساختار دارای ابزاری به نام ایزومورفیسم است؛ ولی در اقتصاد چنین ابزاری وجود ندارد و بنابراین ما در اغلب موارد نمیدانیم که در حال عمل کردن در درون دو سیستم با نظمهای مختلف هستیم.