امکانیابی کاربست روش اجتهادی در علوم انسانی (مورد مطالعه: رهبری در مدیریت اسلامی)
نویسندگان
1 عضوهیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
doi
10.30471/mssh.2021.5168.1844چکیده
این نوشتار در مسیر امکانیابی کاربست روش اجتهادی در علوم انسانی به مورد کاوی شیوه رهبری در مدیریت اسلامی، با استفاده از آموزههای اسلامی و براساس تحلیل اجتهادی میپردازد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که روش اجتهادی روشی ترکیبی است که با دانش ترکیبی مدیریت از شاخههای علوم انسانی رابطه دارد و شیوه رهبری اسلامی بهعنوان یکی از موضوعات علوم انسانی در دایره روش اجتهادی قابل تحلیل است. افزونبراین، با عنایت بهروش اجتهادی در آموزههای اسلامی، دو دسته گزاره مشاهده میشود که در هر دو دسته، بخشی از گزارههای قرآنی و بخشی از گزارههای روایی وجود دارد؛ برخی از گزارههای دسته اول مستقیماً رابطه حاکم یا رهبر را با پیروان و نحوۀ تعامل با آنان را به تصویر میکشد. باوجوداین، دستهای از این گزارهها خطابات عامی هستند که میتوان از اطلاقشان، سبک نرمش مطلق را اصطیاد نمود. ازاینرو، میتوان گفت که این دسته از گزارهها بر نرمش و رفق مطلق دلالت دارد و دسته دوم از گزارههای قرآنی و روایی بر اختلاط نرمش با شدت عمل تأکید میکنند؛ با توجه به این دو دسته از گزارهها طبق قواعد اصولی و فقهی در روش اجتهادی میتوان در مقام جمع بین گزارهها هر جا دستهای از گزارهها (ادلهای) بر موضوعی بهطور مطلق دلالت داشته باشند، در عین حال دستهای دیگر از گزارهها بر همان موضوع بهطور مقید دلالت کنند، گزارههای مطلق را بر مقید حمل کرد؛ چه اینکه طبق قاعده «الجمع مهما امکن اولی منالطرح» ادلهای که مطلق است را میتوان حمل بر مقید کرد، در نتیجه میتوان استنباط کرد که در سبک رهبری هم نرمش و هم شدت عمل لازم است؛ ازاینرو، نتیجه تحلیل اجتهادی آن است که رهبری در مدیریت اسلامیآمیزهای از «نرمش حداکثری و شدت حداقلی» است.