نقش بازارگرایی و استراتژی‌های نوآوری در عملکرد نوآورانه شرکت‌های ‏دانش‌بنیان ‏

نویسندگان

1 دانش‌آموخته‌ کارشناسی ارشد کارآفرینی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

2 دانش‌آموخته‌ کارشناسی ارشد کارآفرینی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

3 استادیار، گروه بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران. ‏

4 استادیار، گروه بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران‏

doi
10.22034/qjimdo.2022.315701.1467
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، مطالعه تاثیر عوامل مرتبط با نوآوری‌ بر عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس رویکردهای جدید، گرایش‌های مختلف شرکت و استراتژی‌های نوآوری می‌تواند اثرات متنوع و حتی متعارضی روی عملکرد داشته باشد. در این مقاله، با ایجاد تمایز بین دو بعد گرایش بازار شامل مشتری‌گرایی و رقیب‌گرایی، نقش مجزای هر دو استراتژی اکتشاف و بهره‌برداری بر عملکرد نوآورانه بررسی می‌شود. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، پژوهشی توصیفی و از نظر نوع استفاده، کاربردی است. بر اساس فرمول کوکران، 82 شرکت از 85 شرکت دانش‌بنیان در مراکز رشد و فناوری دانشگاه‌های شهید بهشتی و تربیت مدرس به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده‌های تحقیق از طریق پرسشنامه‌‌ گردآوری شد و روایی و پایایی متغیرها به کمک روایی همگرا و واگرا، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ تایید شدند. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها: نتایج بیانگر این است که هر دو بعد گرایش بازار بر استراتژی‌های اکتشاف و بهره‌برداری تاثیر دارند. ضرایب تاثیر مشتری‌گرایی بر نوآوری اکتشافی و نوآوری بهره‌بردارانه به ترتیب 468/0 و 310/0 و ضرایب تاثیر ر‌قیب‌گرایی بر این دو استراتژی نوآوری به ترتیب 407/0 و 457/0 بود. همچنین، استراتژی‌های نوآوری با عملکرد ارتباط مثبتی دارند؛ بااین‌وجود، تاثیر نوآوری اکتشافی بر عملکرد نوآورانه قوی‌تر از نوآوری بهره‌بردارانه بوده است. نتیجه‌گیری: این مطالعه با در نظرگرفتن ابعاد گرایش بازار و ارزش‌های نسبی آن در تقویت استراتژی‌های نوآوری، بینش جدیدی در مورد عملکرد ارائه نمود. بنابراین، شرکت‌هایی می‌توانند به عملکرد نوآورانه مناسبی دست پیدا کنند که در هر دو بعد  استراتژی‌های نوآوری شامل اکتشاف و بهره‌برداری موفق عمل نمایند.