جغرافیای اجتماعی-فرهنگی دیلمان و تأثیر آن در تداوم اندیشه ایرانشهری دردوره اسلامی(از ورود اسلام به ایران تا پایان آلبویه)
نویسندگان
1 استادیار تاریخ دانشگاه پیام نور، دانشکده علوم اجتماعی، تهران، ایران
doi
10.22103/jis.2023.20028.2375چکیده
با فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، بسیاری از عناصر و مبانی اندیشهای ایرانیان در تقابل با نظام فکری اعراب مسلمان در معرض خطر نابودی قرار گرفت. تنها در نقاط معدودی، آنهم به لطف ویژگیهای جغرافیایی و فرهنگی امکان تداوم این اندیشهها میسر شد. نواحلی ساحلی جنوبی دریای مازندران و ازجمله دیلم به مدد این شرایط خاص قادر بود برای مدتها در برابر نفوذ اعراب ایستادگی کند و زمینه را برای حفظ پیوندهای فرهنگی با گذشته باستانی فراهم آورد. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، شرایط کلی حاکم بر جامعه دیلمی و نیز رویکرد سیاسی دیلمیان حکومتگر را برای بازیابی نظام فکری ایرانی توضیح دهد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که سرزمین دیلم به دلیل برخورداری از شرایط فرهنگی اجتماعی خاص خود یکی از مطلوبترین نواحی برای بقای اندیشه ایرانشهری بوده و به پشتوانه این ویژگی های منحصر به فرد دیلمیان بیشترین سعی را در احیای نظامهای فکری ایران باستانداشتهاند. استمرارگفتمان مبتنی بر هویت ایرانی و غیر عربی در میان صنوف اجتماعی مهم سرزمین مذکور در نهایت این امکان را به نخبگان نظامی و فرمانروایان محلی داد تا در جهت مقابله با دستگاه خلافت عباسی اقدام کنند و با تسلط بر ساختار قدرت سیاسی، موفق به پیریزی نهاد «شاهی» با همه بایستههای آن در عصر آلبویه شوند. عضدالدوله که خاستگاه دیلمی داشت با اقداماتی که انجام داد بیش از دیگر اسلاف خود در جهت احیای مجدد گفتمان ایرانشهری و میراث ایرانی پیش از اسلام گام برداشت.