سیمای آذربایجان در شعر مشروطه
نویسندگان
1 دانش آموخته دوره دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه،ارومیه، ایران ، پژوهشگر آزاد
doi
10.22103/jis/jis.2024.21554.2489چکیده
از مهمترین تحولات شعر فارسی بعد از انقلاب مشروطه توجه به مسائل سیاسی اجتماعی کشور است. شاعران مشروطهخواه، همگام با تحولات جامعه، شعر را در خدمت مشروطه و انعکاس حوداث اجتماعی قرار دادند. یکی از پرتکرارترین مضامین نیز توصیف قیام مردم آذربایجان به سرداری ستارخان علیه محمدعلی قاجار است که در ادبیات مشروطه جایگاه ویژه دارد. ستارخان، بر پایه عقیده مردمداری مبارزه را آغاز کرد و همراهان او نیز بر پایه منش جوانمردی و مبارزه با ظالمان و بیگانگان به پا خاستند و با سختترین مبارزه، مقاومت، تحمل قحطی، شکنجه، اهانت و توهین قیام را ادامه دادند. مهمترین عملکرد ستار این بود که در جریان لشکرکشی دولت قاجار به تبریز، یازده ماه شهر را نگه داشت و در مقابل هرگونه متجاوزی جنگید. بعد از ستارخان نیز محمد خیابانی علیه حکومت قاجار قیام کرد. حوادث تبریز و مقاومت ستار از دید شاعران دور نماند. شاعران برجسته از جمله محمدتقی بهار، عارف قزوینی، ادیبالممالک فراهانی، وحید دستگردی، میرزاده عشقی، نسیم شمال، فرخی یزدی از شاعران این دوره هستند که به مسائل آذربایجان توجه کردهاند. در این مقاله با مطالعه کتابخانهای سیمای آذربایجان در اشعار آنها بررسی شده است. نتایج بررسی نشان میدهد: شعرشان بازگویی غیرمستقیم وقایع آن دوران است، محوریت اشعار پیرامون وصف قیام آذربایجان، مقابله ستارخان با حکومت قاجار و دولت روس، نکوهش استبداد محمدعلی شاه، وصف فجایع روسیه در تبریز، قحطی تبریز، نکوهش عثمانی و انگلیس، ستایش مقاومت مردمی، وصف مبارزان ملی و همدردی با مردم آذربایجان میباشد.