مدلسازی مسئولیتپذیری اجتماعی شرکت با تاکید بر ارزش ویژه برند در صنعت تولید
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، اقتصاد و حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، اقتصاد و حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 استادیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، اقتصاد و حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
4 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی و هنر، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران.
5 استادیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، اقتصاد و حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22034/QJIMDO.2021.259436.1985چکیده
زمینه و هدف: تحقق مسئولیت اجتماعی با عنایت به نقش ارزش ویژه برند در صنعت رقابتی خودروسازی عاملی کلیدی برای بقای شرکتهای فعال در این صنعت است. از این رو، در این پژوهش به مدلسازی مسئولیتپذیری اجتماعی شرکت با تاکید بر ارزش ویژه برند پرداخته شد. روششناسی: این پژوهش ار نظر نوع استفاده، کاربردی و از نظر روش، نوعی پژوهش آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی از راهبرد تحلیل مضمون و در بخش کمی از راهبرد پیمایش استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل مدیران شرکت ایران خودرو بود که تعداد 10 نفر به شیوه هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز از دیدگاه 384 نفر از کارشناسان و مدیران نمایندگیهای ایرانخودرو استفاده شد. دادههای پژوهش به کمک مصاحبه نیمساختاریافته و پرسشنامه محققساخته گردآوری شد. برای شناسایی ابعاد و مولفههای مدل از تکنیک کدگذاری و اعتبارسنجی مدل از به روش حداقل مربعات جزئی انجام شد. یافتهها: تحلیل دادههای کیفی پژوهش به شناسایی ابعاد تعهد مدیریتی، ملاحظات اجتماعی و محیطی، فرآیندهای درون سازمانی، اقدامات مسئولیتپذیرانه، رشد و توسعه پایدار، توانمندسازی کارکنان، رفتارهای حمایتی مصرفکننده از برند، مسئولیتپذیری اجتماعی و ارزش ویژه برند منجر شد. همچنین فرایندهای درونسازمانی و تعهد مدیریت بر توانمندسازی کارکنان تاثیر دارد. توانمندسازی کارکنان زمینه را برای رشد و توسعه پایدار فراهم کرده و در سایه این توسعه اقدامات مسئولیتپذیرانه و ملاحظات اجتماعی و محیطی میسر میشود. این عوامل با تقویت رفتارهای حمایتی مصرفکننده از برند به ارزش ویژه برند و در نهایت تحقق اهداف مسئولیت اجتماعی منتهی میشوند. نتیجهگیری: الگوی پژوهش حاضر میتواند راهنمای عمل مسئولین در مسیر ارتقای مسئولیتپذیری اجتماعی بوده و زمینه سرمایهگذاری و برنامهریزی هدفمند را فراهم نماید.