دستوری‌ شدگی فعل «گرفتن» و کاربردهای وجهی آن

نویسندگان

1 فارغ التحصیل دکتری فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22103/jis.2023.4063
چکیده

چکیده                                                                                صورت‌هایی از فعل «گرفتن»، در فارسی امروز، برای بیان مفهوم وجهی فرض و تصویر شرایطی غیر واقعی به کار گرفته می‌شوند. این پژوهش، پس از مرور بر پیشینۀ تحقیقات انجام‌شده در این حوزه و معرفی مبانی نظری در دو حوزۀ وجهیت و دستوری‌شدگی، با رویکردی درزمانی، به کاربردهای مختلف فعل «گرفتن» در فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی نو پرداخته و با مرور شواهدی از سه دورۀ زبان، روند دستوری‌شدگی این فعل و کاربردهای وجهی آن را مورد توجه قرار داده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که در این روند، بسط استعاری، مقدّم شدن فعل و پذیرفتن بند پیرو به ‌عنوان مفعول باعث شده است تا از طریق ساز وکارهایی مثل بازتحلیل و قیاس، صرف‌های اول ‌شخص مفرد ماضی، اول‌ شخص مفرد و جمع مضارع و صورت‌های امر از فعل «گرفتن» از شکل واژگانی خود فاصله بگیرند و با نزدیک‌تر شدن به کاربردهای دستوری، برای بیان وجهیت غیر واقعی و فرضی به کار گرفته شوند.