نقد و بررسی روش تطبیقی ماسون-اورسل
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
10.30471/mssh.2020.4169.1712چکیده
روش تطبیقی ماسون−اورسل مبتنی بر دوگانه زمینه / واقعیت است. او اندیشههای فلسفی را همچون یک واقعیت و دادهای در نظر میگیرد که باید در زمینه و بستری که در آن به ثمر نشسته، بارور شده و تکامل یافته مورد توجه قرار گیرند. ماسون−اورسل در این دوگانه زمینه / واقعیت اولویت را به زمینه و بافت میدهد و بدینترتیب بر اهمیت و نقش زمینه و تاریخی دیدن اندیشهها تأکید بسیار دارد. او از موج نخست پوزیتیویسم بهویژه امیل دورکیم تأثیر پذیرفت و بر مؤلفههایی همچون تاریخیگری و مقایسه اندیشهها براساس زمینه و زمانه شکلگیری آنها، اومانیسم و در نظر گرفتن همه انسانها و همه گونههای تفکر، ملاحظه اندیشههای فلسفی همچون داده و واقعیت، دخالت ندادن پیشفرضها و تأکید بر این نکته اصرار میکند که فلسفه حقیقی همان فلسفه تطبیقی است. هر چند از منظرهای مختلف میتوان روش تطبیقی اورسل را به چالش کشید، در مقاله حاضر تنها از نگاه هیدن وایت به فراتاریخ و ساختارگراهایی که کمر همت به واسازی دوگانههای تفکر غربی از جمله دوگانه زمینه / واقعیت بستهاند و نیز از دیدگاه کوئنتین اسکینر بهعنوان منتقد قرائت زمینهای به نقد دیدگاه ماسون−اورسل خواهیم پرداخت. در عین حال نگارنده به اختصار توضیح داده که نقد کربن، ایزوتسو و ادوارد سعید بر ماسون−اورسل وارد نیست.