غایت طبیعی و نسبت آن با غایت نهایی در نقد سوم کانت

نویسندگان

1 دانشگاه تهران، پردیس فارابی، سایر، دانشجوی دکتری (نویسنده مسئول)

2 دانشگاه تهران، پردیس فارابی، دانشیار، دکترای تخصصی

doi
10.30471/mssh.2020.6983.2111
چکیده

کانت در نقد قوه حکم طبیعت را به مثابه نظام غایات در نظر می‎گیرد و برخلاف نظام علّی معلولی و نگرش مکانیستی‎ای که در نقد عقل محض بر فلسفه‎اش حاکم بود، غایتمندی و نگرش غایت‎محور مهم‌ترین ویژگی سومین نقد کانت می‎شود. فیلسوف کونیگسبرگی در مواجهه با طبیعت و به‌ویژه در ارگانیسم‎ها و موجودات جاندار و گیاهان به مواردی برمی‎خورد که نگرش مکانیستی قادر به تبیین آن نبود؛ پس بدون اینکه منکر اصل علیّت شود به اصل غایتمندی در طبیعت متوسل شده و اولی را به جهان فنومنال و دومی را به جهان نومنال نسبت می‎دهد و دلیل آن را هم این می‎داند که انسان شهروند هر دو جهان است. غایت طبیعی یا موجودات سازمند (ارگانیک) مهم‌ترین موجوداتی هستند که کانت با نگرش غایت‎محور به آنها می‎پردازد. آنها هم علت و هم معلول خود هستند و از طرف دیگر تولیدکننده نوع خود به‌شمار می‎روند و همچنین بقا و رشد آنها از طریق خودشان انجام می‎شود، به این ترتیب که موادی از خارج جذب می‎کنند و صورت خودشان را به آن می‎دهند. به نظر کانت واپسین غایت فقط می‌تواند انسان باشد؛ زیرا اوست که توانایی توسعه غایات را دارد و با اراده انسان به مثابه موجودی اخلاقی است که طبیعت می‎تواند غایتمند باشد و تعیین غایت به اختیار انسان، همان فرهنگ یا پرورش است و به این واسطه به طبیعت ارزش می‎بخشد، وگرنه طبیعت و موجودات در آن عبث بودند. هگل در نقد بر دیدگاه ارگانیستی کانت در طبیعت، بر آن است که احکام مطرح‌شده درباره ارگانیک و غایت طبیعی در نقد سوم از جنبه استعلایی هستند و عینیتی در طبیعت ندارند؛ به‌دیگرسخن طبیعت به مثابه غایت طبیعی و ارگانیسم غیرقابل شناخت است و تصور ارگانیسم در نقد سوم تنها کاربرد تنظیمی دارد و کاربرد تقویمی ندارد؛ از سوی دیگر دانشمندان فیزیک جدید معتقدند مجبور نیستیم که میان دو نظریه مکانیکی و ارگانیکی یکی را برگزینیم؛ زیرا در ذرات بنیادیِ همه اشیاء، حیاتی ارگانیک وجود دارد.