ابتنای «آسیبشناسی اجتماعی» دورکیم بر الگوی امر آسیبشناختی−بهنجار پزشکی مدرن
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی
doi
10.30471/mssh.2020.6832.2087چکیده
«آسیبشناسی اجتماعی» یکی از شاخههای مهم علوم اجتماعی است که به بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی میپردازد. امیل دورکیم از بنیانگذاران جامعهشناسی در قرن نوزدهم، این موضوع را برای نخستین بار بهطور مدوّن و روشمند در کتابهای قواعد روش جامعهشناسی و خودکشی مورد بررسی قرار داد. ویژگی مهم کار وی به کارگیری الگوی تفکر پزشکی مدرن است. براساس پزشکی کلینیکی (مدرن) که در قرن نوزدهم شکل گرفت، فرایند تشخیص بیماری بر امر آسیبشناختی و امر بهنجار قرار داده شده است. در این مقاله میکوشیم تا با بکارگیری روش تطبیقی−انتقادی نشان دهیم که «آسیبشناسی اجتماعی» مورد نظر دورکیم براساس همین الگو شکل گرفته و قوام یافته است. بدین منظور مقاله از سه بخش تشکیل شده است: در بخش نخست ویژگیهای امر آسیبشناختی−امر بهنجار در تعریف و تشخیص بیماری در پزشکی مدرن بهطور اجمال شرح داده میشود. سپس چگونگی تأثیر این آموزه پزشکی در رویکرد کارکردگرایانه دورکیم در بررسی مسائل اجتماعی بررسی میشود و در پایان نیز با بیان مطالعه موردی جرم، نشان داده میشود که از نظر دورکیم بهکارگیری رویکرد آسیبشناختی−بهنجار در علوم اجتماعی با چه پیچیدگیها و مناقشههایی همراه است.