تحلیل جامع ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های مؤثر در یادگیری معکوس: یک رویکرد فراترکیب

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشگاه مازندران

doi
10.30473/t-edu.2024.72396.1199
چکیده

پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تشکیل‌دهنده یادگیری معکوس به بررسی ابعاد کلیدی این رویکرد آموزشی پرداخته است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع داده‌ها، کیفی بوده و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با یادگیری معکوس در پایگاه‌های داده داخلی (1403-1390) و خارجی (2024-2000) می‌باشد. نمونه‌گیری به‌صورت غیرتصادفی هدفمند انجام شده و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک طبق نمودار جریان مدل پریزما تعیین گردیده است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل فیش‌برداری و مرور سیستماتیک ادبیات بوده و برای محاسبه روایی از چک‌لیست 27 موردی براساس مدل پریزما و برای محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شده است. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MaxQDA2018 و به‌روش تحلیل مضمون انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که یادگیری معکوس شامل ابعاد انتقال محتوا به خارج از کلاس، تمرکز بر یادگیری فعال و ارائه بازخورد و شفاف‌سازی است. این ابعاد به‌طور متقابل با مولفه‌هایی نظیر پادکست‌ها، ویدئوهای آموزشی و یادگیری مبتنی بر مسأله، تعامل و ارزیابی‌های مستمر و فوری در ارتباط هستند و به افزایش تعامل و مشارکت دانش‌آموزان کمک می‌کنند. نتایج این پژوهش بر تأثیر مثبت یادگیری معکوس بر کیفیت یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان تأکید دارد و پیشنهاد می‌شود که تحقیقات آتی به بررسی تأثیرات عملی این ابعاد و چالش‌های پیاده‌سازی آن در کلاس‌های درس بپردازند.