بررسی منصب قصّهخوان و آیینهای درباری مربوط به آن در طول تاریخ ادب شفاهی ایران (تا دورۀ قاجار)
نویسندگان
1 دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22103/jis.2023.4070چکیده
چکیدهدربار پادشاهان از دیرباز، جلوهگاه آیینها و مناسباتی بوده که با ریشههای ادب و تاریخ هر ملّت پیوند خورده است و به تبع آن، فرهنگ و تمدّن پیشینیان به گونهای تسلسلوار، در پیدایش فرهنگ آیندگان تأثیرگذار بوده است. قصّهگویی و قصّهخوانی به عنوان یکی از مناصب و تشکیلدهندۀ آیینهای ادبی در دربار، سنّت دیرین ادب شفاهی را تجدید حیات نموده است. دربارۀ این منصب در ادوار مختلف ادبی میتوان گفت: بعضی از نویسندگان، تشکیل اوّلین دورۀ قصّهگویی ایرانی را مربوط به دورۀ کیانیان و هخامنشیان و بعضی، خنیاگران عهد اشکانی یعنی«گوسانان» میدانستند. در دورههای بعدی یعنی دورههای سامانیان تا غزنویان، «موبدان» و «ندیمان» این نقش را همراه با حماسهخوانی ایفا کردند و یک ندیم میبایستی دارای مجموعۀ آدابی از جمله: شاعری، خنیاگری، شیواسخنی و نمایشپردازی میبود. در دورۀ مغولان نیز، قصّههای ایرانی در اثر تلخیهای حملۀ مغولان بیشتر جنبۀ مذهبی پیدا کرد. در دربار صفویّه، قصّهخوانی به اوج شکوفایی خود رسید و این منصب در دربار قاجار با عنوان «نقّالباشی» تجدیدی دوباره پیدا میکند. این جُستار به روش تحلیل کیفی سعی بر آن دارد تا به بررسی این منصب و به تبع آن تغییرات آیینها و آداب آن در دربار پادشاهان ایرانی بپردازد.