نقش علوم بلاغی در تفسیر قرآن(مطالعة موردی کنایه و تعریض در تفسیر تبیان شیخ طوسی و کشاف زمخشری)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات عرب، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز

2 استادیار، زبان و ادبیات عرب، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز

doi
10.22091/ptt.2018.2636.1254
چکیده

یکی از پُررنگ‌ترین جلوه‌های هنری هر زبان، به کنایه سخن‌گفتن است؛ که نشانگر قدرت تعبیر گوینده و باعث اثربخشی سخن می‌باشد. قرآن کریم نیز به مثابه متنی اعجازآمیز و متناسب با اقتضائات زبان مخاطب، از تعابیر کنایی بهره گرفته است. باتوجه به اهمیت کنایه‌های قرآنی و نقش دیدگاه‌های بلاغی مفسران در فهم این کتاب آسمانی، تحقیقی در این زمینه شایسته و ضروری است. در پژوهش حاضر کوشش شده تا با مقایسة دو تفسیر مهم و معتبر جهان اسلام- تبیان و کشاف- نقش آرای بلاغی شیخ طوسی و زمخشری در باب کنایه و تعریض و اسلوبی که در بیان کنایه‌ها و تعریض‌های قرآنی برگزیده‌اند، و تأثیر آن در تفسیر آیات قرآن، تحلیل شود. حاصل این پژوهش که با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده، گویای آن است که: شیخ طوسی و زمخشری به تفاوت میان کنایه و تعریض، تعابیر مختلف از مفهوم کنایه، توجه به بحث لزوم در کنایه و نقش سیاق در کشف معنای تعریضی پرداخته‌اند. زمخشری در برخی موارد متأثر از شیخ طوسی بوده است؛ اما در چگونگی تفسیر آیات صفات الهی که اراده معنای اصلی محال است و بیان اغراض کاربرد کنایه و تعریض، زمخشری بحث‌های مفصل‌تر و کامل‌تری دارد.