نقش استراتژی توسعه شهری در جمعیتپذیری حاشیه شهر مشهد
نویسندگان
1 استادیار گروه برنامه ریزی شهری و روستایی دانشگاه حکیم سبزواری
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
3 دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری
doi
چکیده
چکیدهتوسعه فیزیکی شتابان و نامتعادل شهرها، پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی به همراه داشته که یکی از مهمترین پیامدهای آن افزایش اسکان غیررسمی و تشدید ناپایداری اجتماعی و اقتصادی است. یکی از رویکردها جهت مواجهه با این پدیده، استراتژی توسعه شهری (CDS) است. اینرویکرد با بهرهگیری از مدلهای برنامهریزی استراتژیک، دامنه وسیعی از مسائل مدیریتی، اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی و کالبدی شهرها را در برمیگیرد. از اینرو، هدف پژوهش حاضر شناسایی میزان تحققپذیری اصول اساسی استراتژی توسعه شهری در شهر مشهد و اولویتبندی نقش و تأثیر هریک از این اصول بر جمعیتپذیری حاشیه شهر مشهد میباشد. بنابراین از روش توصیفی-تحلیلی جهت مطالعه بافتهای حاشیه شهر مشهد استفاده شد و با بهرهگیری از اطلاعات موجود، شاخصهای تشدیدکننده جمعیتپذیری (ابعاد اقتصادی، مهاجرت، مسکن و ابعاد اجتماعی) شناسایی گردید و با تجزیه و تحلیل نارسایی اصول استراتژی توسعه شهری (قابلیت زندگی، رقابتپذیری، بانکپذیری و حکمروایی شهری) که موجبات جمعیتپذیری حاشیه شهر مشهد را فراهم نموده است، میان چهار اصل اساسی CDS و عوامل عمده جمعیتپذیری حاشیه شهر از طریق تکنیک دلفی بهصورت ماتریس زوجی وزندهی شده و از طریق تکنیک TOPSIS تجزیه و تحلیل گشته است. نتایج و یافتهها نشان داد که وضعیت معیارهای استراتژی توسعه شهری در مشهد با میانگین کلی 82/2 در وضعیت مطلوبی نبوده و نارساییها در این معیارها موجبات جمعیتپذیری حاشیه شهر را فراهم نموده است. در بین شاخصهای استراتژی توسعه شهری، بیشترین نارسایی به ترتیب در شاخصهای حکمروایی خوب، قابلیت زندگی، بانکپذیری و رقابتپذیری میباشد.