ضابطه‌مندی تفسیر ساختاری در تفاسیر المیزان، ألأساس فی القرآن و فی ظلال القرآن

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته علوم و قرآن حدیث دانشگاه قم

doi
10.22091/ptt.2018.2708.1279
چکیده

نظریة «تفسیر ساختاری»؛ به این معنا که میان آیات هر سوره از قرآن یکپارچگی، وحدت محتوایی و مضمونی وجود دارد، بر دو مبنای «توقیفی بودن چینش آیات» و «وحدت موضوعی سور»، استوار است و مانند هر نظریة دیگری مخالفان و موافقانی دارد. علامه طباطباییŠ ـ مفسر بزرگ شیعه ـ و سیدقطب و سعید حوی ـ از مفسران بزرگ اهل سنت ـ به این نظریه معتقد و بر مبانی آن پایبندند؛ به‌گونه‌ای که آثار این اعتقاد به‌ وضوح در تفاسیر ایشان (المیزان، فی ظلال القرآن، ألاساس فی القرآن) مشهود است. این مقاله با هدف دفاع از این نظریه و با تکیه بر روش توصیفی _تحلیلی، به مقایسة تفسیر ساختاری سورة مبارکة شوری و موضوع محوری در نظر گرفته شده برای آن توسط این سه مفسر، پرداخته است. همچنین، این مقاله نتیجه می‌‌گیرد که در هر سه تفسیر با وجود اختلاف روش جزئی مفسران، موضوع وحی، به‌عنوان موضوع محوری سورة شوری معرفی شده است. که این امر به نوبة خود سهمی در اثبات ضابطه‌مند و غیرسلیقه‌ای بودن این شیوه از تفسیر را ایفا می‌کند.