ارزیابی ظرفیت‌های توسعه میان افزا در بافت فرسوده شهری با رویکرد مشارکت اجتماعی (نمونه موردی شهر سرخس)

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد سمنان

2 دانشجوی دوره دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی سمنان

doi
چکیده

گسترش کالبدی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل شهری، تأسیسات زیربنایی و خدمات‌رسانی ازجمله مشکلات توسعه افقی شهرها هستند. این در حالی است که در بیشتر مواقع فضا برای توسعه درونی شهری وجود دارد و یکی از گزینه‌های مناسب توسعه، بهره‌گیری از رویکرد توسعه میان­افزا است. توسعه میان­افزا به‌ویژه در بافت‌های فرسوده که قبلاً توسعه‌یافته و به دلایل متعدد از روند توسعه بازمانده‌اند، راهکار بسیار مناسبی برای توسعه از درون با هزینه‌ بسیار کمتر و مطلوبیت بیشتر می‌باشد. در این میان توجه به عواملی که می‌تواند راهبردها و سیاست‌های توسعه میان افزا را حمایت کند، حائز اهمیت است. مشارکت اجتماعی با توجه به ماهیتی که دارد، می‌تواند به‌عنوان یکی از روش‌های مؤثر از رویکرد توسعه میان­افزا حمایت کند. هدف این پژوهش، ارزیابی نظریه توسعه میان­افزای بافت فرسوده شهرِ سرخس با رویکرد ارتقاء شاخصۀ مشارکت اجتماعی می‌باشد. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و با توجه به ماهیت تحقیق، داده‌های موردنیاز از طریق مطالعات اسنادی و میدانی جمع‌آوری‌شده است. نقشه‌های موردنیاز برای تحقیق، در محیط Arc Map آماده‌شده و تجزیه‌وتحلیل داده نقشه‌ها و تهیه نقشه‌های خروجی در محیط GIS صورت گرفته است. جامعه آماری 124 نفر از افراد ساکن در بافت فرسوده سرخس می­باشد که حدود 75 هکتار وسعت داشته و به لحاظ جغرافیایی در مرکز شهر به سمت شرق قرار دارد و از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب‌شده و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار  SPSSمورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته‌اند. بررسی معیارهای مختلف نظیر اعتماد اجتماعی، علاقه به جامعه، تعاون و همیاری و اعتماد نهادی مبین رغبت زیاد ساکنین منطقه به مشارکت در احیاء این بافت می‌باشد و نهایتاً راهکارهایی در راستای ارتقاء شاخصۀ مشارکت اجتماعی بافت فرسوده شهر سرخس بر اساس نظریه توسعه میان­افزا باهدف توسعه این بافت، ممانعت از رشد افقی در شمال شهر و کاهش هزینه‌های مدیریت شهری نیز ارائه ‌شده است.