بررسی و چهره‌شناسی امشاسپندان با روی‌کرد به گاهان زرتشت و شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان

1 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران

doi
10.22103/jis.2022.19173.2311
چکیده

در نظام باورشناختی مزدیسنان مقولۀ امشاسپندان نقش و ارج معنوی در ساختار جامعۀ انسانی دارد. هر انسانی با پیروی از پیام‌های روحانی امشاسپندان می‌تواند به جایگاه خوش‌بختی جاویدان، در جهان خاکی و مینَوی دسترسی پیدا کند. این مقاله با هدف بررسی و چهره‌شناسی امشاسپندان و صفت‌هایشان در گاهان و شاهنامۀ فردوسی به نگارش درآمده‌است. از این رو کوشش شده‌است تا با ژرف‌کاوی در ساختار واژه‌ها و با شیوۀ توصیفی، تحلیلی، اسنادی و ارزیابی کمّی، ساختار و شناسنامۀ مینوی امشاسپندان با نگرش به گاهان اشو زرتشت و تأثیر آن در شاهنامۀ فردوسی واکاوی و چهره‌شناسی بشود. لفظ و عنوان کلّی «امشاسپند» در گاهان دیده نمی‌شود و چینش و سامان ویژه‌ای ندارد؛ ولی نام‌هایشان و صفاتشان در جای‌جای آن گسترده و مشهود است. در گاهان برای شناسایی اهورا-مزدا به شش نام و صفت اوستایی او: «اشه: aša»، «وُهومَنه: vohu-manah»، «خشثرَه: «xšθara»، «آرمئیتی: ārmiti»، «هئوروتات: haur-vatāt» و «اَمِرتات: amərətāt» بر می‌خوریم. نیز در شاهنامه از نظام‌ امشاسپندی با چینش منظّم، در قالب پنج بیت با نام‌های پارسی: بهمن، اردیبهشت، شهریور، سفندارمذ، خرداد و مرداد یاد شده-است. در فلسفۀ گاهان «امشاسپندان» جلوه‌های فروغ‌مند اهورا‌مزدا، راه خداشناسی و دست‌یابی به آرامش زمینی و مینوی است. این میراث فکری زرتشت و مفاهیم معنوی و مینوی امشاسپندان در شاهنامه، در تار و پود داستان‌ها و بافت حماسی آن کارکرد بنیادین برای پرورش و سازندگی انسان دارد.