نقش تحولات اجتماعی بر گفتمان غالب نهاد ارتش ایران در سال‌های 1332 تا 1357( با تأکید بر نظریه تحلیل گفتمان لاکلاو و موف)

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

2 استادیار علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

3 دانشجوی دکترای علوم سیاسی مسائل ایران، دانشگاه آزاداسلامی واحد کرمانشاه، کرمانشاه، ایران

doi
چکیده

امروزه موضوع شناخت و ساختار ادراکی جامعه از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و امکان تغییر ساختار ادراکی جوامع، توان ایجاد تغییرات بسیاری در رویکردهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و سایر ابعاد را فراهم می‌نماید. نظامیان در جوامع و نظام‌های حاکمیتی به خصوص حاکمیت‌های اقتدارگرا از اهمیت بسیار بالا و بی‌نظیری برخوردارند. پژوهش حاضر از نظر هدف در دسته پژوهش‌های کاربردی و از نظر روش در دسته تحقیقات تاریخی قرار گرفته است، داده‌ها به روش اسنادی با استفاده از ابزار فیش‌برداری جمع‌آوری و سپس با رویکردی کیفی بر اساس تحلیل گفتمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس نتایج حاصله، تغییر مبداء اجتماعی کارکنان استخدامی در ارتش، آشنایی آنان با ارتش‌های کشورهای غربی، رهبری دیکتاتور و همچنین مواجه شدن با گفتمانی نو مبتنی بر استقلال کامل ملی، باعث شد، ارتش آنگونه که انتظار می‌رفت، از شاه حمایت ننموده و حتی فعالانه در سرنگونی آن با انقلابیون همراهی کند. چگونگی تغییر ساختار گفتمانی غالب بر ادراک نظامیان موضوعی است که به نظر می‌رسد تاکنون مورد بررسی واقع نشده و می‌تواند افق‌های جدیدی را در ارزیابی بدنه قوای مسلح نمایان کند.