نوع ادبیِ نقیضۀ حماسی و نمودهای آن در شعر فارسی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
doi
10.22103/jis.2022.18641.2265چکیده
عظمت و شهرت شاهنامه، نه تنها بر رونق حماسهسرایی در ایران تأثیری انکارناشدنی داشتهاست، بلکه برخی شاعران را که توان اندکی برای حماسهسرایی داشته و یا در حضور شاهنامه هر آنچه را به گونۀ حماسه سروده تواند شد بیقدر و قیمت میدیدهاند، بر آن داشته که به آمیختن حماسه با طنز و ساختن «نقیضۀ حماسی» رو بیاورند. بر این بنیاد، نقیضۀ حماسی به مثابۀ عنوان پیشنهادیای برای این قبیل آثار، که با «حماسۀ استهزایی»(mock epic و Burlesque) در ادبیات اروپایی نیز شباهتها و تفاوت-هایی دارد، یک نوع ادبی تواند بود که در آن، ساخت و سبک مطنطن و فاخر حماسه برای بیان موضوعات پیش پا افتاده، به گونهای مطایبهآمیز و تمسخرآلود تقلید شده-باشد. با توجّه به اهمّیّت شناخت این آثار به مثابۀ مصادیق یک نوع ادبی، در جستار پیش رو که به روش توصیفی- تحلیلی فراهم آمدهاست، به مقایسۀ نقیضۀ حماسی با حماسۀ استهزایی یا برلسک در ادبیات اروپا و شناسایی مصادیق ایرانی آن پرداخته شدهاست. از جمله نتایج بحث آن است که اگرچه در قیاس با حماسههای استهزایی اروپایی، تقلیدهای مطایبهآلود و هجوآمیز در ادبیات فارسی ناتوان جلوه میکند، امّا باز نمونههایی از نقیضۀ حماسی را میشود در آثار عبید زاکانی، بسحاق اطعمه، نظام قاری، نازکی همدانی، یغما جندقی و...، سراغ داد. نیز دور از انتظار نبود که با رواج شعر نو، نقیضۀ حماسی در شکلی نوین، رها از تنگناهای عروض و قافیۀ شعر سنّتی و رعایت تساوی طولی مصراعها، احیا شود. بسته به فرم این نقیضهها، میشود آنها را از جمله «نقیضۀ حماسی نیمایی» نامید.