پیش ازتاریخ حوضۀ دریاچۀ ارومیه:چالش ها و رویکردها
نویسندگان
1 استادیار گروه باستان شناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22084/nb.2022.25015.2388چکیده
شرایط مساعد طبیعی و جغرافیایی حوضۀ دریاچۀ ارومیه در شمالغرب ایران در طول زمان موجب شکل گیری استقرارهای قابلتوجه شده است. بعد از تک پژوهشهای پراکنده، پروژۀ حسنلو به سرپرستی «رابرت دایسون» بعد از دو دهه پژوهشهای بنیادی و هدفمند باستانشناسی گاهنگاری و کیفیت و کمّیت فرهنگهای منطقه را تاحدودی مشخص کرد. پس از پروژۀ حسنلو انتظار آن میرفت که این پژوهشها توسط باستانشناسان ایرانی بهمنظور تکمیل و تصحیح خطاهای احتمالی پروژۀ حسنلو بهصورت منظم ادامه پیدا کند که متأسفانه این موضوع تحقق نیافت. در سال های اخیر، چندین سد در حوضۀ دریاچۀ ارومیه درحال ساخت است و تعدادی از آن ها نیز به بهره برداری رسیده اند. کاوشهای نجاتبخشی در حوضۀ آبگیر این سدها فرصت بسیار خوبی فراهم کرد که دستکم گاهنگاری جنوب حوضۀ دریاچۀ ارومیه با اتخاذ رویکردی مناسب بهصورت جدی بازنگری شود و اطلاعات درمورد شکلگیری، کمّیت، گستردگی و برهمکنش های فرهنگی بهحد مطلوبی برسد؛ و مسأله های اصلی و ابهامات گاهنگاری پیشازتاریخ حوضۀ دریاچۀ ارومیه و ارتباط آن با حوزههای فرهنگی پیرامون، مورد بررسی قرار گیرد. در اجرای کاوشهای نجاتبخشی برای هریک از این پروژه ها یک مدیر درنظر گرفته شد و نه سرپرستی که کل مطالعات را مدیریت کند. آنچه در واقعیت اتفاق افتاد مدیر پروژه بیشتر مشغول هماهنگی امور با دستگاههای اجرایی و مرتبط مانند آب منطقه ای و وزارت نیرو و پژوهشکدۀ باستانشناسی بود و عملاً فرصت کافی برای امور مرتبط با باستانشناسی را نداشت. حوضۀ دریاچۀ ارومیه در پیشازتاریخ و پس از آن نیز ارتباطات و تعامل گسترده با مناطق اطراف داشته است، اما نقاط تاریک بسیار دارد و در برخی دوره ها، چگونگی تحول فرهنگی در قیاس با مناطق پیرامون که فرهنگهای نسبتاً مشابه یا دست کم همزمان دارند، دانسته های ما بسیار کمتر است. بررسی ها و کاوشهای روشمند بنیادی و استفادۀ مناسب از فرصت کاوشهای نجاتبخشی می تواند راهگشا باشد.