جستاری دربارۀ الهه های ایرانی پیوسته با گاوماده(در تطبیق با الهه های گاوماده در مصر، بین النهرین و هند)
نویسندگان
1 دکتری پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران.
2 استاد گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران
doi
10.22084/nb.2022.24940.2380چکیده
پرستش احشام، بهویژه گاونر و ماده در فرهنگهای کهن از مصر تا درۀ سند رایج بوده، نشانههای بسیاری از آن در تصویرها، متنها و اسطورهها دیده میشود. بسیاری از خدایان و الهههای مادر، گاونر یا ماده بودهاند. دین و فرهنگ مردم بومی فلات نیز با فرهنگهای مذکور مشابهت داشته و تصویری از یک الهۀ گاوی برروی مُهری عیلامی از هزارۀ سوم پیشازمیلاد در شوش بهدست آمده است؛ اما در ایران، بهدلیل ورود اقوام آریایی و غلبه دین زرتشتی و تغییراتی که در منابع دین زرتشتی بهوجود آمد، ابهامات و نظرات مختلفی درمورد الهههای ایرانی وجود دارد. فرض این است که بر اثر قرنها مجاورت با مردم بومی و ارتباطات فرهنگی با دیگر نواحی در همۀ دورهها، تأثیرات متقابل دینی صورت گرفته است. پرسش اصلی این است که کدام الهههای ایرانی میتوانند گزینۀ مناسبی برای یک الهۀ گاوماده مانند سایر تمدنها باشند؟ هدف این پژوهش این است که با انتخاب دو یا سه الهۀ شاخص گاوماده در فرهنگهای بینالنهرین، مصر و هند، با مقایسهای تطبیقی و با استفاده از سه نماد جهانی و گستردۀ گاوماده، شیر و درخت زندگی بهعنوان ملاک و مشخصۀ اصلی الهههای بزرگ یا مادر نشان دهیم که برخی از این ویژگیها را میتوان با سه الهۀ ایرانی؛ درواسپ (گوشورون)، آناهیتا و سپندارمذ تطبیق داد. دو نماد شیر و درخت زندگی در تمام دورههای باستان در فلات ایران هم دیده شدهاند که پیوستگیشان با نماد گاوماده و الهههای بزرگ در اغلب فرهنگها، ملاک خوبی برای شناخت بیشتر الهههای ایران فراهم میکند. خواهیم دید که سه الهه، بهویژه آناهیتا بهعنوان الههای بزرگ، گزینۀ مناسبی برای یک الهۀ گاوماده بوده، در همراهی با دو نماد دیگر، شیر و درخت زندگی دیده شدهاند. این پژوهش با روش توصیفی-تطبیقی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و تصویری صورت گرفته است.