بررسی تطبیقی مواجهه مفسران با فرآیند هم معنایی ( با تکیه بر نقدهای علامه طباطبایی بر سایر مفسران)

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک

2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک

3 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک

4 دانشجوی دکتری علوم قران و حدیث دانشگاه اراک

doi
10.22091/ptt.2018.3563.1417
چکیده

هم معنایی یا ترادف از جمله روشهای مفسران در فهم و تفسیر واژگان قرآن و مجالی پر از اختلاف نظر و تکثر اصطلاحات است. این پژوهش در صدد بررسی روش کاربست هم معنایی یا ترادف در تفسیر المیزان و تحلیل تطبیقی نقدهای علامه طباطبایی بر روش برخی مفسران با هدف فهم دقیق و موشکافانه معنای واژگان است. نتایج حاصل، حاکی از آن است که وجه تشابه روش­های به کار رفته در ترادف، عدم تطابق کامل واژگان است. نقدهای علامه شامل بافت زبانی و غیر زبانی است. زیرا آنچه از نگاه مفسرانی چون راغب، زمخشری، فخررازی و مولف تفسیر المنار مغفول مانده است عدم توجه به عوامل درون متنی مثل مقابل­ها، هم­نشین­ها و مقام و نوع خطاب آیه در کنار عوامل برون متنی مثل روایت، باورهای کلامی، تاریخ مکانی و زمانی نزول آیه است. مجموع این عوامل مفسر را به معنایی مشخص از واژه و کشف فرایند هم­معنایی و نیز سایر روابط معنایی رهنمون می­شود که علامه طباطبایی آن را کالمترادف یا شبه ترادف می­نامند. نمونه­هایی از نوآوری علامه در جامع­نگری به قرائن در روش کاربست ترادف نسبت به سایر مفسران مورد انتقاد در تفسیر المیزان، در بخش تحلیل تطبیقی ذکر شده است.