بررسی اسطورۀ یگانۀ کمپبل در داستان «عاشیق غریب و شاه صنم»بر اساس روایت‌های ایران و ترکیه

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تبریز

2 دانشیار دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22103/jis.2022.18633.2264
چکیده

قصه‌های عامیانه، بیانگر ارزش‌های دینی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هر قومی است. در میان ملل ترک زبان نیز داستان‌های عامیانه جایگاهی ویژه دارند، یکی از این داستان‌ها، داستان «عاشیق غریب و شاه‌صنم» است. این داستان که جنبۀ غنایی- تخیلی دارد، از معروف‌ترین داستان‌های «عاشیقلار» است. قهرمان داستان چون داستان‌های «طاهر و زهره»، «دلسوز و خزان گول»، «نوروز وقنداب » و«اصلی و کرم »در رؤیا، از بادۀ عشق سرمست شده در پی دیدار معشوق برمی‌‌آید. عاشیق غریب بعد از هفت سال به وصال معشوق می‌رسد، در حالی‌که هفت سال گشت‌وگذار و سوز و گداز در سیر فردانیت، او را به کمال رسانده است. این مقاله داستان «عاشیق غریب و شاه صنم»را برمبنای الگوی «اسطورۀ یگانه» کمپبل در روایت‌های ایران و ترکیه بررسی می‌کند. تمایز این داستان با الگوی کمپبل در ظهور درویش یاریگر در رؤیا، باده(بوتا) گرفتن در رؤیا، «ساز»به عنوان نماد عاشیقلار، آزمون‌هایی چون تعیین شیربها و مسابقه با دیگر «عاشیقلار» است.