آرمان‌گرایی اسطوره‌ای در معناکاوی قالی‌های گونۀ هوشنگ‌شاهی عصر قاجار

نویسندگان

1 عضو هیئت‌ علمی گروه فرش، دانشکده صنایع‌دستی، دانشگاه‌ هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی‌ارشد پژوهش فرش، دانشکده صنایع‌دستی، دانشگاه‌ هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22103/jis.2022.18716.2269
چکیده

در فرش‌بافی ایران، یکی از جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین تحولات در سبک‌ طراحی، آغاز جنبش‌ تصویرگری در سدۀ سیزدهم هـ. ق است. به‌ویژه پرترۀ شاهان تاریخی و اسطوره‌ای به‌عنوان یک موضوع آرمانی و باستان‌گرا با محوریت‌های رمزگونه‌ و نمادین در این‌دوره موردتوجه زیادی قرارمی‌گیرد. دراین‌بین اسطورۀ هوشنگ‌شاه با یک ترکیب‌بندی بخصوص و ثابت، در وسعت جغرافیایی متنوع بافت‌شده و موردتوجه مردم و حاکمان وقت خود بوده‌است؛ بنابراین، هدف‌ این پژوهش بدان‌ جهت رهنمون‌یافته، به‌‌دنبال معناکاوی متون و پیام‌های اجتماعی مستتر در قالی‌های هوشنگ‌شاهی باشد تا به‌ این پرسش‌اصلی‌ پاسخ داده شود که عناصر این قالی بر چه مفاهیمی دلالت می‌کنند؟ مقالۀ حاضر با بررسی و تحلیل کنشگران فرش در قالب نظام نشانه‌ای تصویر و برقراری روابط بینامتنیت، به‌صورت توصیفی- تحلیلی سعی در کشف و تحلیل فرامتن‌ها و ارتباطات دوسویه میان فرش و جامعه را داشته‌است و یافته‌ها حاکی‌ از آن‌ می‌باشد که کنش‌ها و هژمونی‌های سیاسی و اجتماعی موجب شکل‌گیری نظام‌های گفتمانی و مردم‌محور در این هنر شده‌است‌ و طراح ازطریق دستور زبان تصویری- اسطوره‌ای و نظام قدرتمند نشانه‌پذیر فرش، بستری را برای روشن‌فکری، آرمان‌خواهی و ایدئولوژی جامعۀ خویش فراهم‌آورده و فرش‌های هوشنگ‌شاهی با این ساختار و معنا، برساخته از رویدادهای سیاسی- اجتماعی جامعۀ خود بوده‌است.