روششناسی پژوهشی رئالیسم انتقادی؛ فهم مبانی، فرایند و اسلوب اجرا
نویسندگان
1 استاد دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار مدیریت دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشیار دانشکده مدیریت و اقتصاد
4 دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده مدیریت و حسابداری
doi
10.30471/mssh.2020.6470.2032چکیده
نقدهای وارد بر پارادایمهای غالب در سیطره علم بهویژه پارادایمهای تحصّلگرایی و تفسیری، تلاش برای یافتن پارادایمهای جایگزین را تشدید کرد. یکی از پارادایمهایی که در همین راستا پا به منصه ظهور نهاد، رئالیسم انتقادی است. این پادارایم که تقریباً پارادایم نوظهوری تلقی میشود، ضمن اصالتبخشی به هستیشناسی، با به عاریت گرفتن هستیشناسی از تحصّلگرایان و معرفتشناسی از تفسیریون، آشتیای بین دو این پارادایم رقیب ایجاد کرده است. رئالیسم انتقادی با دستهبندی واقعیت در سه سطح واقعیت تجربه شده، واقعیت محقق شده و واقعیت نهفته ادعا میکند فهم عمیقتری را از پدیدهها و سازوکارهای شکلگیری آنها به دنبال دارد. امّا با وجود تأثیر مثبت این پارادایم در فهم بهتر پدیدهها، روششناسی در این پارادایم همچنان در هالهای از ابهام است و شمار پژوهشهایی که تحت لوای این پارادایم انجام گرفتهاند، اندک. ازاینرو در این مقاله تلاش شده است ضمن معرفی مفاهیم، پیشفرضها و مبانی نظری رئالیسم انتقادی، بررسیای بر روششناسی آن از منظر پژوهشگران مختلف انجام گیرد. در پایان نیز نمونهای عملی از پژوهش انجام شده تحت لوای این پارادایم تشریح شده است تا روشنگر پژوهش تحت لوای رئالیسم انتقادی باشد.