بررسی انسجام در قصیدة منطقالطیر خاقانی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه سلمان فارسی کازرون. کازرون. ایران.
doi
10.22103/jis.2021.17580.2178چکیده
الگوهای معاصر در مطالعات ادبی حجت های روشنی برای اظهار نظر در باب موضوعات ادبی هستند. یکی ازین الگوها، الگوی انسجام هلیدی-حسن است که مدتی پس از انتشار توسط خانم رقیه حسن بازنگری و کمی بعد توسط هلیدی و حسن به شکل نهایی ارایه شد. چند دهه است که مطالعات شکلی بر اساس این الگو اهمیت روزافزون یافته است. از سویی اهمیت و توفیق خاقانی در شعر فارسی همواره مطرح بوده است. در این پژوهش با استفاده از نظریه تکامل یافته انسجام هلیدی و حسن (۱۹۸۵) در زبانشناسی نقشگرا به تحلیل و انسجام و پیوستگی در ابیاتی از قصیدة خاقانی پرداخته شده تا مشخص بنا به الگوی هلیدی نیز از انسجام بالایی برخوردار است.اگرچه استحکام ساختار شعر شود که در این قصیده ارتباط معنایی زنجیره های انسجامی چگونه محقق گردیده است. بر اساس این نظریه، انسجام روابط میان عناصر، سازنده متن است اما صرف دست یافتن به عوامل انسجام در متن آن کافی نیست؛ بلکه پس از نشان دادن این عوامل، بررسی پیوستگی متن مورد نظر برپایة هماهنگی انسجام، ضروری است. این پژوهش در پی دستیابی به عوامل انسجام و پیوستگی متن قصیده، منتهی شد به این نتیجه که ابیات خاقانی خاقانی محتاج تایید این گونه مدل ها نیست اما برهان قاطع و حجت موجهی ست که نشان می دهد الگوهای مورد پسند پژوهشگران امروزی نیز انسجام کلام بزرگان ادب پارسی را نیزتایید میکند.