کارکردهای چندمعنایی واژۀ «چنگ» در شعر فارسی با رویکرد نظریۀ استعارۀ مفهومی
نویسندگان
1 گروه موسیقی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22103/jis.2021.17089.2132چکیده
هدف از تحقیق پیشرو، مطالعۀ کارکردهای چندمعنایی واژۀ «چنگ» در شعر فارسی است. مهمترین پرسش در مقالۀ حاضر این است که چه انگارههای تصویری مرتبط با واژۀ «چنگ» در عبارات تشبیهی و استعاریِ شعر فارسی استفاده شده و شاعران از چه صور خیالی برای «چنگ» بهره گرفتهاند. از نتایج مهم تحقیق حاضر این است که چنگِ بیجان، در شعر فارسی عنصری جاندار پنداشته شده و صفات و شخصیت انسانی یافتهاست. برخی از این مفاهیم در شعر شاعران فارسی نهادینه شده و در سبکهای مختلف دورههای تاریخی تداوم یافتهاند. مفهوم «کهنسالی» مهمترین کاربرد ساز چنگ در اصطلاحات تشبیهی و استعاری شعر فارسی است و چنگ بهدلیل دربرداشتن مفهوم کهنسالی بهعنوان استعارهای برای فلک و دنیا نیز بهکار رفته و همچنین در مقام نصیحتگویی پیران ظاهر شدهاست. تشبیهات و استعارات دیگری که با خمیدگی ظاهری چنگ مرتبط هستند عبارتند از: خمودگی ناشی از غم و اندوه، خمیدگی بهسبب شرمساری و سرافکندگی، خمیدگی از روی خدمتگزاری و سر تسلیم و ارادت خم کردن. انگارههایی نیز مرتبط با اجزای ساختمان ساز چنگ خلق شدهاند، مانند تشبیه زههای چنگ به گیسوی یار، تشبیه چوب دستۀ ساز به جامۀ پلاسین و کنایه از درویشی و زهد، تقابل پلاسپوشی چنگ با جنس ابریشمی زههای آن و کنایه از ریاکاری. طبق نظریۀ استعاری مفهومی، در این تحقیق مبدأ یکی (چنگ) و قلمرو مقصد شامل چندین مفهوم متفاوت تعریف شدهاست. جامعۀ آماری تحقیق حاضر، اشعار شاعران مهم از قرن چهارم هجری تا شاعران دورۀ معاصر است.