زمینههای وقوع نبرد ساوه و جایگاه آن در تحول ساختار و مناسبات قدرت در قلمرو سلجوقیان ایران
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه شیراز
2 گروه آموزشی تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 گروه آموزشی تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22103/JIS.2021.17188.2139چکیده
در سال 490 ق سَنجَر بن ملکشاه از جانب سلطان بَرکیارُق به امارت خراسان گماشته شد. سنجر در دوره امارتش بر این منطقه (490 – 513 ق)، متناسب با تحولات حاکم بر دربار سلجوقی، در جایگاه مَلِک، مناسباتی با حکومت مرکزی برقرار نمود. بهدنبال مرگ سلطان محمد اول در سال 511 ق، سنجر، سلطنت فرزند وی، محمود را به رسمیت نشناخت. پس از دو سال کشاکش میان طرفین، سنجر موفق شد با شکست دادن محمود در نبرد ساوه، به مقام سلطنت دست یابد. نوشتار پیشرو تلاش دارد ضمن واکاوی زمینههای وقوع پیکار ساوه، تأثیر این نبرد بر ساختار و مناسبات قدرت در قلمرو سلجوقیان ایران را به شیوه توصیفی - تحلیلی بررسی کند. یافتهها نشان میدهد، سنجر به پشتوانه قدرت فراوانی که در دوره امارتش بر سرزمین خراسان کسب کرده بود، با استناد به سنتهای سیاسی ترکان در زمینه استحقاق عضو ارشد خاندان حاکم، برای تصاحب مقام سلطنت و ناتوانی محمود در اداره امور مملکت، به مصاف وی رفت و توانست با بهرهبرداری از راهبردهای نظامی نادرست محمود، به پیروزی بزرگی دست یابد. در شرایطی که پیش از وقوع این پیکار، سنجر به عنوان دستنشانده سلاطین بزرگ سلجوقی در ایالت خراسان، مناسباتی با حکومت مرکزی برقرار کرده بود، بعد از جنگ ساوه، درنتیجه تغییر جایگاه م مَلِکی و سلطانی، پایگاه سلطنت به خراسان انتقال یافت و حاکمیت محمود و جانشینانش بهعنوان ملکهای تحت امر سنجر، در قامت یک دودمان محلی بر بخشهای زیادی از قلمرو سابقشان تمدید شد. متناسب با این جابجایی قدرت، مناسبات طرفین نیز شکل متفاوتی به خود گرفت.